تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
را از پاى درآورد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گروهى از مشركان قريش را ديد ، در اين هنگام به على عليه السّلام ، فرمود : بر آنان حمله كن ! على عليه السّلام در يك حمله گروه آنان را متفرق ساخت و « عمرو بن عبد الله جمحى » را در اين حمله از پاى درآورد . بار ديگر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گروهى از كفّار را ديد ، باز به على عليه السّلام گفت : به آنها حمله كن ! اين بار هم در يك حمله آنها را متفرق ساخت و « شيبة بن مالك » را كه يكى از « بنى عامر بن لوّى » بود ، از پاى درآورد . « جبرئيل » كه حضور داشت خطاب به رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله گفت : يا رسول الله ! اينست حقيقت مواسات كه امروز از على عليه السّلام بظهور رسيد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اين بدان جهت است كه او از من است و من از اويم . « جبرئيل » گفت : من هم از هر دوى شمايم ! در اين حال ، اين جمله به گوش حاضران رسيد : « لا سيف الَّا ذوالفقار و لا فتى الَّا علىّ » ؛ شمشيرى نيست مگر ذوالفقار ، و جوانمردى نيست مگر على عليه السّلام . مؤلف گويد : « محب طبرى » مختصرى از اين روايت را در [ الرياض النضرة 2 / 172 ] و « على بن سلطان » در [ مرقات 5 / 567 ] آورده‌اند و از « ابو رافع » نقل كرده است كه در روز احد ، هنگامى كه على عليه السّلام پرچمداران را از پاى درآورد ( تا آخر حديث ) ليكن بطورى كه از « ابن جرير » ياد كرديم ، تصريحى به روز احد نشده است ، بلكه از جمله « لا سيف الا ذوالفقار و لا فتى الا على » كه در ذيل حديث « ابن جرير » آمده است و به انضمامى كه از تصريح روايت حضرت ابو جعفر عليه السّلام استفاده مىشود ، در روز بدر صداى سروش آسمانى به گوش رسيد كه مىگفت : « لا سيف الَّا ذوالفقار و لا فتى الَّا علىّ » و در روز احد چنين سخنى شنيده نشده است . [ كنز العمال 3 / 154 ] به سند خود ، از « ابو ذر » نقل مىكند كه در روز اول خلافت « عثمان » كه از مردم بيعت مىگرفتند ، مردم مهاجر و انصار در مسجد اجتماع كردند . حضرت على عليه السّلام وارد مسجد شد و خطبه‌اى را چنين آغاز فرمود :