تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
اختصار بيان كرده و مىگويد : يكى از محدّثان گفته است كه خداى تعالى به « جبرئيل » و « ميكائيل » خطاب كرد كه امشب ( ليلة المبيت ) بحضور حضرت على عليه السّلام شرفياب شويد و تا بامداد او را از شر دشمنان حفاظت كنيد . « جبرئيل » و « ميكائيل » ، به فرمان خداى جليل ، به زمين فرو آمدند و گفتند : خوشا به حال تو اى على ! چه كسى مثل تو است ؛ آرى ، خدا به وجود تو و به صفا و وفاى تو بر فرشتگان مباهات و فخر مىكند . پس از اين گفته است كه « غزالى » در كتاب « احياء العلوم » مىنويسد : شبى كه على عليه السّلام در بستر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آرام گرفت ، خداى تعالى خطاب به « جبرئيل » و « ميكائيل » ، فرمود : ( و حديث را به همان طرزى كه « ابن اثير » از « ثعلبى » روايت مىكند ، ادامه داده است ) « مناوى » هم در [ كنوز الحقايق ص 31 ] گفته است كه همه روزه خداى تعالى به وجود على عليه السّلام بر فرشتگان مباهات مىكند . « ديلمى » اين حديث را نقل كرده است . [ خصائص نسائى ص 8 ] به سند خود ، از « عمرو بن ميمونة » روايت مىكند كه كنار « ابن عباس » نشسته بودم ، نه نفر آمدند و گفتند : اى پسر عباس ! يا از محل خود برخيز و با ما بيا ، و يا به كسانى كه در كنار تو نشسته‌اند دستور بده اين محل را خلوت كنند تا مطالبى را كه در نظر داريم با تو در ميان بگذاريم . « ابن عباس » گفت : من با شما مىآيم . - « ابن ميمونة » گفت : اين واقعه زمانى بود كه هنوز « ابن عباس » بينائيش را از دست نداده بود - « ابن ميمونة » گويد : اندكى از ما دور شدند و مطالبى گفتگو شد كه ما از چگونگى آنها خبردار نشديم . طولى نكشيد « ابن عباس » برآشفته خاطر و در حالى كه گوشهء عبايش از شدّت ناراحتى روى زمين كشيده مىشد ، بازگشت و مىگفت : افّ بر اينها و تف بر آنان ! از مردى بدگوئى مىكنند كه از ده خصلت ارزنده برخوردار است ( تا آنجا كه گفته است ) على عليه السّلام جان پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله را خريد و جان خود را در بهاى آن تسليم كرد ؛ آرى ،