بلكه دستور پسر عمويت مىباشد و اشاره به على بن ابيطالب عليه السّلام نمود .
مؤلف گويد : اين حديث را « بيهقى » در [ سنن 7 / 419 ] ، « شافعى » در [ مسند در كتاب العدد ص 171 ] ، « ابن حجر » در [ اصابة 8 / قسم 1 / 204 ] ، « ابن عبد البرّ » در [ استيعاب 2 / 764 ] و « محب طبرى » در [ الرياض النضرة 2 / 197 ] ذكر كردهاند و در حديث « طبرى » آمده كه براى مرافعه نزد « عثمان » آمدند . « عثمان » گفت : من از چگونگى آن اطلاعى ندارم . مرافعه به عرض مبارك على عليه السّلام رسيد . حضرت فرمود : آن زن اگر مدّعى ميراث است ، كنار مرقد مطهر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضور يابد و سوگند ياد كند . زن انصارى در كنار مرقد مطهر حاضر شد . حضرت على عليه السّلام خطاب به او ، فرمود : سوگند ياد كن كه سه حيض نديدهاى و در صورتى كه سوگند ياد كردى ، از ارث متوفّى بهرهمند خواهى شد . وى سوگند ياد كرد و در ارث متوفى ، شريك شد .
« ابن حرب طائى » اين حديث را نقل كرده است .
[ موطا مالك بن انس در كتاب حدود ص 176 ] مىگويد : زنى را به « عثمان » معرفى كردند كه در عرض شش ماه وضع حمل كرده است . « عثمان » دستور داد تا او را رجم كنند ! حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام فرمود : نبايد او را رجم كرد ، به خاطر اينكه خداى تعالى در قرآن مىفرمايد : * ( وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً ) * ؛ مدت حمل جنين و از شير باز گرفتن او سى ماه است . از سوى ديگر ، مىفرمايد : * ( وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ) * ؛ مادران ، فرزندان خود را دو سال تمام شير مىدهند . بنابراين شش ماه ديگر باقى مىماند كه سى ماه تمام شود . « عثمان » سوگند ياد كرد كه تا به حال به اين حقيقت دسترسى پيدا نكرده است . آنگاه دستور داد دست از سنگسار كردن آن زن باز دارند . هنگامى اين فرمان از سوى « عثمان » صادر شد كه آن بيچاره سنگسار شده بود ! ! و آن زن به خواهرش ، گفت : اندوهناك مباش ! كه جز همسرم ، كسى ديگر سر بر بالين من
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 146
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٤٦