روزگار من بميرد ، گنجينه خداست . و كسى كه در روزگار تو بميرد ، جان به راحتى تسليم كرده است . و كسى كه بميرد و تو را در حالى كه جان تسليم كردهاى دوست بدارد ، خداى تعالى تا خورشيد طلوع و غروب مىكند سرانجام او را به ايمنى و ايمان سپرى مىسازد . و كسى كه بميرد و كينهء تو را در دل داشته باشد ، به مرگ جاهليت مرده است . و دست به هر كارى كه در روزگار اسلام زده است به حساب او رسيدگى مىشود و چيزى از او فرو گذار نمىگردد .
« ابو يعلى » اين حديث را نقل كرده است .
مؤلف گويد : « متّقى » هم در [ كنز العمال 6 / 404 ] به نقل آن پرداخته و اظهار مىدارد كه « ابو يعلى » هم آن را آورده است . « بو صيرى » گفته است : راويان اين حديث از محدثان ثقاتند . و « محب طبرى » هم در [ الرياض النضرة 2 / 167 ] با اندك اختلافى ، حديث مورد بحث را ياد كرده و گفته است : « امام احمد » هم در « مناقب » نقل مىكند .
[ همان كتاب 9 / 121 ] از « ابن عمر » نقل مىكند كه در يكى از روزها ، همراه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در سايه ديوارهاى مدينه حركت مىكرديم ، همزمان در جستجوى على عليه السّلام بر آمديم و در مسير خود به كنار ديوارى رسيديم كه در آنجا على عليه السّلام به خواب رفته و گرد و غبار ظاهر آن حضرت عليه السّلام را فرا گرفته بود . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را بيدار كرد و فرمود : با چنين وضعى كه در تو مشاهده مىشود ، هر گاه مردم تو را به كنيهء « ابو تراب » بخوانند ، آنان را سرزنش نخواهم كرد . رواى گفته است : در آن حال ، چهرهء على عليه السّلام را مشاهده كردم كه تغيير يافت . و اين معنى بر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گران آمد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله براى آرامش قلب على عليه السّلام ، فرمود :
مىخواهى سخنى بگويم كه از شنيدن آن سخن خرسند گردى ؟ ! گفت : آرى ، يا رسول اللَّه ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : تو برادر و وزير من مىباشى ، و تو هستى كه قرض مرا ادا مىكنى ، و به وعدهء من وفا مىنمائى ، و مرا از هر چه در ذمّهام مىباشد
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 518
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٥١٨