[ استيعاب ابن عبد البر 2 / 464 ] مىنويسد : « عمّار دهنى » از « ابو زبير » از « جابر » روايت مىكند كه روش ما آن بود كه منافقان را ، از كينه توزئى كه نسبت به على بن ابيطالب عليه السّلام ابراز مىداشتند ، مىشناختيم .
مؤلف گويد : « هيثمى » اين حديث را در [ مجمع 9 / 132 ] روايت كرده و اضافه مىكند كه « طبرانى » اين حديث را در « الاوسط » و « بزّاز » هم نقل كرده است و « محب طبرى » هم در [ الرياض النضرة 2 / 214 ] به نقل آن پرداخته است و مىگويد : « امام احمد حنبل » در « المناقب » آن را نقل كرده است .
[ سيوطى در الدّر المنثور ] در ذيل آيه شريفه * ( إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ ) * در آخر سوره محمد صلَّى اللَّه عليه و آله - كه آن را سورهء « قتال » هم گفتهاند - مىنويسد : « ابن مردويه » از « ابن مسعود » روايت مىكند ، منافقان را ، از كينه توزئى كه نسبت به حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام داشتند ، مىشناختيم .
همچنين ايشان مىگويد : « ابن مردويه » و « ابن عساكر » از « ابو سعيد خدرى » در ذيل آيه * ( وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ) * ، روايت كرده كه مراد از « لحن قول و بد زبانى كردن » ، كينه ورزى با على بن ابيطالب عليه السّلام است و ما هم منافقان را ، با كينه توزئى كه نسبت به آن حضرت عليه السّلام ابراز مىكردند ، مىشناختيم .
[ كنز العمال 6 / 156 ] گفته است : مؤمن ، با على عليه السّلام دشمنى نمىورزد و منافق هم ، او را دوست نمىگيرد . « ابن ابى شيبه » اين حديث را از « امّ سلمه » روايت كرده است .
[ كنز العمال 6 / 158 ] گفته است : حضرت على عليه السّلام را دوست نمىدارد مگر مؤمن ، و دشمن نمىگيرد ، مگر منافق .
« متّقى » مىگويد : « طبرانى » اين حديث را از « امّ سلمه » نقل كرده است .
[ همان كتاب 7 / 140 ] از « انس » روايت كرده است كه در روز جمعهاى رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در ضمن خطابهاى كه ايراد كرد ، فرمود : اى مردم ! قريش را بر خود
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 508
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٥٠٨