و خداى تعالى خيبر را بدست او فتح نمود .
مؤلف گويد : همين حديث را « بخارى » در كتاب « آغاز خلقت » در باب « مناقب على بن ابيطالب عليه السّلام » و در باب « غزوهء خيبر » ، آورده است و « مسلم » هم در « صحيح » خود ، در كتاب « فضائل صحابه » در باب فضائل على بن ابيطالب عليه السّلام و « بيهقى » در [ سنن 6 / 362 ] و « ابو نعيم » در [ حلية 1 / 26 ] روايت كردهاند .
[ صحيح بخارى ] در « جهاد و سير » در باب « فضيلت كسى كه مردى به دست او اسلام اختيار كند » ، به سند خود ، از « سهل بن سعد » روايت كرده است گفت كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در روز خيبر ، فرمود : فردا پرچم اسلام را به مردى اعطا مىكنم كه خيبر به دست او فتح مىشود و خدا و رسول را دوست مىدارد ، و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند . مسلمانان آن شب را استراحت كردند در حالى كه در انديشه بودند كه فردا پرچمدار اسلام چه كسى خواهد بود ؟ اينك فردا رسيده است ، همهء چشمها بدست پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله دوخته شده كه پرچم را بدست چه شخصى به اهتزاز در مىآورد . در اين حال پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : على كجاست ؟
يكى از حاضران پاسخ داد : على عليه السّلام به درد چشم گرفتار است . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام را پيش خود طلبيد و آب دهان مبارك را در ميان ديدگان على عليه السّلام ريخت . و دعا كرد و بلافاصله درد چشم بر طرف شد ، آنچنان كه از آغاز دردى نداشته است ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پرچم پر افتخار اسلام را به حضرت على عليه السّلام داد ( 1 ) و فرمود : با اين مردم نبرد مىكنم تا مانند خودمان از نعمت اسلام برخوردار شوند . سپس خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : اينك با كمال قدرت و توانائى و با آرامش خاطر به مسير خود ادامه بده همين كه به خيبر رسيدى ، نخست آنان را به آئين اسلام دعوت كن و آنچه بر آنها واجب مىگردد به اطلاعشان برسان . به خدا
هامش
( 1 )زان جا كه لواى حمد در روز جزا
باشد به كف مقدس شير خدا
شك نيست كه در خيبر و آن فتح عظيم
پرچم به كف على است بىچون و چرا( مترجم )