تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
از سه خصلت برخوردار بود كه اگر يكى از آنها به من اعطا شده بود ، براى من از دنيا و آنچه در آنست بهتر و ارزنده‌تر بود : يكى آنكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در روز عيد غدير خم پس از حمد و ثناى الهى خطاب به مردم فرمود : آيا مىدانيد كه من اولاى به مؤمنان هستم ؟ همه گفتيم : آرى ! فرمود : « پروردگارا ! هر كسى كه من اولاى به او هستم ، على هم اولاى به اوست . اينك پروردگارا ! دوست او را دوست و دشمن او را دشمن بدار » . ديگر اينكه ، حضرت على عليه السّلام در روز خيبر ، دچار درد چشم بود ؛ آن چنان كه چيزى را نمىديد و هنگامى كه حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد عرض كرد : درد چشمم ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آب دهان مبارك در چشم او ريخت و دعا كرد . درد چشمش بهبود يافت ؛ چنان كه تا هنگام شهادت به درد چشم مبتلا نگرديد و قلعهء خيبر را در اين هنگام فتح كرد و سوم اينكه ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله عمويش ، « عباس » ، و ديگران را از مسجد اخراج كرد تا آنجا كه « عباس » ، عموى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله قدم اعتراض پيش گذاشت و گفت : ما را كه عموى تو هستيم از مسجد اخراج مىكنى و على عليه السّلام را بجاى خويش باقى مىگذارى ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در پاسخ اعتراض او ، فرمود : من شما را از مسجد اخراج و او را هم باقى نگذاشتم ، بلكه خدا بود كه شما را اخراج كرد و او را باقى گذاشت ! [ مسند امام احمد حنبل 1 / 175 ] به سند خود ، از « عبد الله بن رقيم كنانى » روايت كرده است كه گفت : در هنگام جنگ جمل وارد مدينه شدم و در آنجا با « سعد بن مالك » رويارو شدم ، به من گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داده است تا همه درهائى كه به مسجد راه دارد ، مسدود كنند و در خانه على عليه السّلام را به حال خود باقى گذارند . مؤلف گويد : اين حديث را « هيثمى » هم در [ مجمع 9 / 114 ] نقل كرده و مىگويد : اين حديث را « امام احمد » ، « ابو يعلى » ، « بزّاز » و « طبرانى » در « الاوسط » روايت كرده و مىگويد : بدنبال اين دستور كسانى كه خود را ذيحق مىدانستند در