تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
وارد شويم ؟ عرض كرد : آرى ، اى پدر ! شما و شخصى كه همراهتان هست مىتوانيد به خانه‌ام وارد شويد ؛ ليكن به خدا سوگند ! در حال حاضر بدن پوشى جز عبا ندارم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آن را چنين و چنان بر اندام خود راست آور و چگونگى پوشش آن را به حضرت فاطمه عليها السّلام بياموخت . فاطمه عليها السّلام عرض كرد : يا رسول الله ! به خدا سوگند ! در حال حاضر پارچه‌اى براى پوشش سرم ندارم ؛ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پارچه‌اى را كه همراه داشت به فاطمه عليها السّلام داد و فرمود : اين پارچه را سرپوش خود قرار بده . آنگاه فاطمه عليها السّلام اجازه داد تا هر دو تن به خانه‌اش وارد شوند . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و « عمران » بحضور حضرت فاطمه عليها السّلام رسيدند . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : اى دختر عزيزم ! چگونه تو را مىيابم ؟ فاطمه عليها السّلام عرض كرد : چنان كه مشاهده مىفرماييد بيمارم ، همچنين غير از اين بيمارى ، غذائى هم ندارم كه آن را تناول نمايم ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه مىدانست فاطمه عليها السّلام چه مىگويد ، فرمود : آيا خرسند نيستى كه سرور زنان جهان هستى ؟ عرض كرد : اگر من سرور زنان جهان هستم پس حضرت مريم عليها السّلام چه مقام و مرتبه‌اى دارند ؟ فرمود : او سيدهء زنان دوران خود بود و تو سيدهء زنان دوران خودت هستى اينك ، به خدا سوگند ! همسر تو ، على عليه السّلام سيّد دنيا و آخرت است . مؤلف گويد : « ابن عبد البرّ » اين حديث را در [ استيعاب 2 / 750 ] و « طحاوى » در [ مشكل الآثار 1 / 50 ] نقل كرده‌اند و در آخر حديث « طحاوى » آمده است : « جز منافق ديگرى كينهء او را در دل نمىگيرد » . « محبّ طبرى » هم در [ ذخائر ص 43 ] حديث مزبور را روايت كرده و در پايان آن آمده است كه « جز منافق ديگرى او را دشمن نمىدارد » و گفته است كه « حافظ ابو القاسم دمشقى » هم از حديث مزبور ياد كرده است . [ الرياض النضرة 2 / 193 ] از « معقل بن يسار » روايت كرده است ، در يكى از روزها ، كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اندك ناراحتى داشت ، به من گفت : آيا