تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
آن را پى كردند و عمويم ، « حمزة » شير خدا و شير رسول خدا ، بر « ناقهء غضباء » من ، و برادر و پسر عمو و دامادم ، على بن ابيطالب عليه السّلام ، بر ناقه‌اى از ناقه‌هاى بهشت مىنشيند كه بر پشت آن ديباى بهشتى زين شده است ، پاهاى آن از زمرّد سبز و مزيّن به طلاى سرخ ، سر آن از كافور سفيد ، و دم آن از عنبر ، و زانوهاى آن از مشك اذفر ، و گردن آن از لؤلؤ ، قبّه‌اى از نور الهى بر فراز آن گذاشته شده است كه باطن و درون آن ، بخشش خدا و ظاهر و بيرون آن ، رحمت الهى است و لواء حمد در دست اوست . به هر گروه از فرشتگان كه مىگذرد ، مىگويند : اين بزرگوار ، يا فرشتهء مقرّب است ، و يا پيغمبر برگزيده و يا حامل عرش پروردگار جهانيان . همزمان منادى از درون عرش الهى ندا مىدهد كه اين شايستهء هر گونه مرحمت الهى ، نه فرشتهء مقرّب است ، و نه پيغمبر مرسل و نه حامل عرش حضرت پروردگار عالم ؛ بلكه او على بن ابيطالب عليه السّلام ، امير مؤمنان و امام پرهيزگاران و راهبر پيشانى سپيدان است . او با اين تجليل بسوى پروردگار عالميان مىآيد ؛ آرى ! آن كس كه ولايت او را تصديق كرده رستگار شده و آن كس كه وى را تكذيب نموده است ، زيانكار گرديده است . و هر گاه بنده‌اى هزار سال و هزار سال در بين « ركن » و « مقام » به عبادت حق تعالى بپردازد تا از كثرت عبادت مانند مشك خشكيده شود ، و خدا را در حالى ملاقات نمايد كه كينهء آل محمد را در دل دارد ، خداى تعالى او را به صورت در دوزخ مىافكند ! مؤلف گويد : حديث مزبور را به طريق ديگرى ، در [ 11 / 112 ] نقل كرده است و در آن طريق آمده است كه : « اين بزرگوار على بن ابيطالب عليه السّلام جانشين رسول رب العالمين و امام متقين و راهنماى مؤمنين است » . پيش از اين ، طريق مزبور را در باب « على وصى پيغمبر است » متذكر شديم ، به آنجا مراجعه فرمائيد . [ اصابة ابن حجر 7 / قسم 1 / 167 ] گفته است : « ابو احمد » ، « ابن مندة » و ديگران ، از طريق « اسحاق بن بشر اسدى » از « خالد بن حارث » از « عوف » از
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 335 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى