عزّ و جلّ - مىباشد و همان ريسمان محكمى است كه يك طرف آن بدست خدا و طرف ديگرش در دست شماست . اينك كتاب خدا را دستاويز خود قرار بدهيد و بكوشيد تا گمراه نشويد و تغيير و تبديلى در آن انجام نگيرد و ديگرى عترت ، يعنى اهل بيت من است و خداى لطيف و خبير به اطلاع من رسانيده است كه اين دو ثقل اكبر و اصغر از يكديگر جدا نخواهند شد تا اينكه در كنار حوض كوثر به ملاقات من نائل شوند .
« هيثمى » گفته است كه اين حديث را « طبرانى » روايت كرده است .
مؤلف گويد : « متّقى » هم در [ كنز العمال 1 / 48 ] روايت مورد بحث را نقل كرده است و اظهار مىدارد كه « حكيم ترمذى » در « نوادر الاصول » و « طبرانى » در « الكبير » حديث مزبور را از « ابو طفيل » از « حذيفة بن اسيد » روايت كردهاند و در [ 3 / 61 ] اظهار نموده كه حديث مزبور را « ابن جرير » در « تهذيب الآثار » نقل كرده است .
[ همان كتاب 9 / 163 ] از « زيد بن ارقم » نقل كرده است كه گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در مراجعت از حجّة الوداع وارد جحفه شد در آنجا خطابهاى ايراد كرد و پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود : عمر هر پيغمبرى برابر با نصف عمر پيغمبر پيش از خود است و به زودى دعوت الهى را لبّيك خواهم گفت ، اينك از شما مىپرسم دربارهء من چگونه داورى مىكنيد ؟ گفتند : از هيچگونه اندرزى در حق ما دريغ نداشتى . فرمود : مگر نه اينست كه گواهى مىدهيد كه خدائى جز خداى يكتا نيست و محمّد بنده و رسول اوست و بهشت و دوزخ حق است ؟ گفتند : البته به آنچه فرمودى گواهى مىدهيم . در اين هنگام رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دستها را بالا برد و روى سينهاش گذاشت و فرمود : من هم بدرستى آنچه كه گفتم گواهى مىدهم .
سپس فرمود : آيا سخن مرا مىشنويد ؟ عرض كردند : آرى ! فرمايش شما را مىشنويم . فرمود : روز رستاخيز كنار حوض كوثر مىايستم و شما بر من وارد
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 252
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٥٢