معناى وصل باشد -
به كسى گفته مىشود كه حق تصرف در امورى را دارد كه « موصى » حق تصرف در آنها را داشته است و به همين مناسبت مىگويند وصايت به اين معنى است كه « موصى » پس از درگذشتش به شخصى نيابت مىدهد كه پس از مرگش در كليهء آنچه كه حق تصرف در آن را داشته ، تصرف نمايد ؛ از اينكه حقّى را باز بگيرد و استيفاى حق بنمايد و يا ولايت بر طفل يا مجنونى را به عهده بگيرد كه مالك ولايت بر آنها مىباشد . از مطالب مذكور به اين نتيجه مىرسيم كه ولايت وصى از نظر زياد و كمى ، يا وسعت و ضيق ، بگونهاى اختلاف ولايت موصى است از نظر سعه و ضيق پس ولايت اوصياى مردم ديگر ، منحصر است در ولايت بر اموال از خانهها و زمينها و امثال اينها و يا منحصر است به ولايت بر كودكان و ديوانگان و سفيهان و آنهائى كه « موصى » ولايت بر آنها داشته است . در اين رابطه ، اوصياى پيغمبران ، ولايتشان منحصر و محدود نبوده است بلكه ولايت آنها عمومى است و بر همگان از پسر و دختر ، آزاد و زر خريد ، بزرگ و كوچك ، و بر اموال از منقول و غير منقول ، حق ولايت و تصرف در آنها را دارند ؛ زيرا هر پيغمبرى كه حق اولويت بر جان رعيت خود داشته باشد ، به طريق اولى و با ولايت قطعى كه دارد ، حق اولويت بر مال آنها را خواهد داشت . پس هر گاه پيغمبرى حق اولويت بر جان و مال امت خود داشته باشد ، وصىّ آن پيغمبر هم به همين نسبت ، حق اولويت بر جان و مال امت آن پيغمبر را خواهد داشت ؛ بنا بر اين جناب « شيث » ، وصىّ حضرت آدم ، و جناب « سام » ، وصى حضرت نوح ، جناب « يوشع » ، وصىّ حضرت موسى و جناب « شمعون » ، وصى حضرت عيسى عليهم السّلام بودند .
و اوصياى پيغمبران ديگر هم هر يك به سهم خود وصىّ پيغمبر خويش بوده و امور مربوط به او را به انجام مىرساندند . و در اين رابطه با شناخت معناى وصيت و اينكه اوصياى پيغمبران مانند اوصياى مردم ديگر نمىباشند كه ولايت آنان منحصر به اموال موصى و بازماندگان او باشد ، بلكه ولايت اوصياى پيغمبران ،
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 230
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٣٠