باب سى و نهم « عمر » و « ابو بكر » به على عليه السّلام گفتند : هر بامداد و شامگاه مولاى مردان و زنان مؤمنى
[ مسند احمد حنبل 4 / 281 ] از « براء بن عازب » روايت كرده است ، در سفرى كه در خدمت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم در غدير خم ، منزل كرديم - حديث را بطورى كه در باب سابق ذيل حديثى كه از « صحيح ابن ماجه » نقل كرديم ادامه داده تا آنجا كه گفته است - رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :
« كسى كه من مولاى او مىباشم ، على مولاى اوست . پروردگارا ! دوست او را دوست و دشمن او را دشمن بدار » . « احمد » گويد : در اين هنگام ، « عمر » با على عليه السّلام ملاقات كرد و گفت : « هنيئا يابن ابيطالب ! اصبحت و امسيت مولى كلّ مؤمن و مؤمنة » ؛ « گواراى تو اى پسر ابو طالب ! كه در تمام بامدادها و شامگاهان ، مولاى همه مردان و زنان مؤمن هستى » .
مؤلف گويد : در باب سابق آمده است كه اين حديث را گروه ديگرى هم نقل كردهاند و تفصيل آن را در آن باب ياد آور شديم .