تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1600

مساهمون:

ص١٦٠٠
نمانند « 1 » از بهر آن كه هر كى پير همى شود همى ميرد ، و آنچه مىزايند تو همى فرمايى كشتن . پس ايشان همه سپرى شوند و ما را هيچ كس نباشد كه كارى كند . « 2 » پس فرعون بفرمود كه اكنون يك سال همى كشيد و يك سال مكشيد تا نسلشان بنشود . پس يك سال همى كشتند و يك سال نمىكشتند . و هارون عليه السّلم در ان سال بزائيده بود كه نمىكشتند « 3 » و بيك سال از موسى عليه السّلم بزرگ‌تر « 4 » بود . پس ديگر سال كه همى كشتند موسى عليه السّلم از مادر بزاد و مادرش مىترسيد كه نبايد كه او را بكشند ، و خداى عزّ و جلّ اندر دل او او كند كه مر او را شير بدهد و برود نيل او كند ، و خداى عزّ و جلّ او را به دو باز دهد . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ ، فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ ، وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي ، إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
. « 5 » گفت كه ما وحى كرديم سوى مادر موسى كه او را شير ده ، و اگر مىترسى كه او را بكشند تو او را به دريا او كن ، و هيچ مترس ، و اندوه مدار كه من او را به تو باز رسانم ، و او را پيغامبرى دهم . و اين وحى نه آمدن جبريل است كه اين وحى الهام باشد كه بدل مادر موسى اندر او كند . و وحى از دو گونه باشد يكى آمدن جبريل عليه السّلم باشد ، و دوم الهام باشد كه خداى تعالى اندر دل ان كس او كند كه اين كار بكن ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ
. « 6 » و اين نيز هم وحى الهام است هم چنان كه آن مادر موسى .
هامش
( 1 ) همى سپرى شوند . ( صو ) ( 2 ) كشتن . آن گه هيچ كس نماند كه ما را كار كنند . ( صو ) ( 3 ) و هارون برادر موسى عليه السلام بدان سال زاد از مادر كه نمىكشتند . ( صو ) ( 4 ) مهتر . ( صو ) ( 5 ) القصص 7 ( 6 ) النحل 68