فرد مكلف واجب گرديده و از نخستين واجبات ذاتى بشمار رفته .
به طورىكه گفتيم معرفت به خدا متوقف بر علمى نميباشد از آن - طرف خوض در مباحث و تحقيق مطالب او و دفع شبهات بيهودهگويان متوقف به قسمتى از علوم منطق و كلام و غيرهما مىباشد .
قرآن و علوم فرعيه
كتاب عزيز كه قرآنست ، به زبان تازى روشنى فرستاده شده ، در نتيجه شناسائى او متوقف بر علوم عربى ، نحو صرف : اشتقاق ، معانى بيان ، بديع فرهنگ تازى ، ( قاموس ) اصول الفقه ، مىباشد تا از اين راه حكم عام و خاص ، مطلق و مقيد ، محكم و متشابه ، و ساير موضوعات قرآنى بدست بيايد .
بنابراين معرفت علومى كه فهميدن احكام و آيات قرآن توقف بر آنها دارد واجب است ، به طورىكه اگر وجوب معرفت قرآن وجوب عينى باشد وجوب آنها عينى است و اگر كفائى باشد كفائى خواهد بود چنانچه پس از اين مفصلا اشاره خواهيم كرد .
حديث از نظر معرفت روات
سخن ما در اين موضوع همان گفتاريست كه دربارهء قرآن مذكور داشتيم و علوم مربوط بحديث نيز همان علوم پيشين مىباشد .
تنها مطلبى كه علاوه بر علم قرآن در اينجا به كار برده شده معرفت روات حديث است ؛ از نظر جرح و تعديل تا در نتيجه دانسته شود كداميك از آنها پذيرفتن قولش واجب است و كداميك را مىبايد مردود دانست مسلم است كه معرفت اين موضوع ويژه علم رجالست و در اينجا گفتگو نميشود .