تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منية المريد ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
« 1 » اخفش گفته : كتابى كه استنساخ شده و با اصلش مقابله نگرديده سپس به نسخه‌بردارى از او همت گمارند كتابى ناسودمند باشد . و به همين معنى خليل بن احمد سبقت گرفته و گويد هرگاه كتابى سه مرتبه استنساخ شود و با اصلش مقابله نگردد سرانجام قابل انتفاع نباشد .

پس از مقابلهء با اصل

هيجدهم - هرگاه كتاب با اصلى مقابله و تصحيح شود شايسته است . مواضع محتاج اليها مضبوط بماند ، در نتيجه حرف نقطه‌دار را منقوط و مشكل به شكل نويسند و جاى اشتباه را ضبط و محلهاى تصحيف را مراعات نمايند ، ليكن حروف و كلماتى كه بدون نقطه و شكل فهميده ميشوند به نقطه و شكل وقعى نگذارند زيرا به چيزى كه ثمرهء مهمى بر او مترتب نيست اشتغال پيدا كرده و رنج بيهودهء بر خود هموار نموده بسا هست كتاب را از انتفاع بزرگان بيرون برد گرچه مبتديها و ديگران از اين راه بهره‌مند شوند . جميل بن دراج روايت كرده : كه حضرت صادق فرمود حديث ما را كه از گروه فصحائيم اعراب گذاريد . بديهى است كلماتى كه بر اثر آنها اختلاف معنى ايجاد مىشود ضبط آنها مهم شمرده شده مانند حديث ذكوت الجنين ذكوة امه و همچنين
هامش
( 1 ) ابو الحسن سعيد بن سعد بلخى مجاشعى از بزرگان و معاريف ادباء و او را اخفش اوسط ميگفتند و او اشهر اخافشه بوده و اخفش مطلق مراد همين شخص است وى شاگرد خليل و سيبويه و واضع بحر خبب عروض مىباشد . و در اواخر از استاد خود سيبويه اعلم بوده و سيبويه نخست مطالب خود را به او عرضه ميداشته سپس درج ميكرده سال 215 يا 221 درگذشته .