تا در آغاز و انجام ذكر خدا گفته باشد ، و اگر ذكر خدا دليل بر فراغ از درس قرار داده شود مخصوص زمان فراغ نباشد .
استاد در پايان درس
بيست و ششم - پسنديده باشد كه درس خود را به پارهء از دقايق و پند و اندرز و طهارت باطن بانجام آورد تا از روى خضوع و خشوع و اخلاص ، شاگردان از محضر او متفرق شوند ، زيرا بحث خالى از پند و موعظه در دل قوتى ايجاب مىكند و چهبسا با سنگدلى و قساوت توأم است .
روى اين زمينه مىبايد استاد شاگرد را بسوى كمال و پيمودن راه سعادت بخواند ، بديهى است آسانترين راه به اين موضوع منحصر است بهنگام آسودگى از درس ، زيرا هنوز ذهن شاگرد پراكنده نشده و توجهش سلب نگرديده .
ناگفته نماند كه مراعات اين معنى آنوقتى لازم شمرده مىشود كه پس از اين درس بدرس ديگرى كه اشتغال به او اهم از پند و اندرز باشد نپردازد كه : مراعات اهم فالاهم همه جا لازمالاجراء است و اگر احيانا چنين موضوعى پيش آمد كرد ، ميتواند نصيحت و اندرز را بانجام درس ديگر محول بدارد .
دعاء در پايان درس
بيست و هفتم - استاد چنان كه شروع در درس را بدعا آغاز كرد پايانش را هم بدعا بانجام آورد ، بلكه دعا در اين جزو از زمان بر اثر دورى از رحمت شايسته و نزديكترين راه باجابت است ، و از آن طرف مردمى كه از رحمت خدا دورند ويژهء ثواب قرار گرفته اگر بسوى خدا گرايند ، اكنون كه تصميم گرفته و دست بدعا برداشته شايسته است