از اين كلام اظهار فضل كند و حال نتيجه برعكس داده البته علتى كه موجب اين حركت شده سربلندى باظهار فضل و منكوب ساختن ديگرى كه نقص او را هويدا ساخته در نتيجه دو شهوت ناپسندى بوده كه در نفس او جاى گرفته اما اظهار فضل ، ابراز پاكدامنى نفس مىباشد كه سر انجام موجب طغيان و سركشى گردد و دعوى منيت و برترى كند با آنكه خداى متعال ( در سوره نجم آيه سى و يكم ) فرموده
فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ
اما اظهار نقص ديگران مقتضى نفس درندگى است كه ايجاب مىكند گريبان آن ديگر را به درد و او را صدمه و آزارى كه باعث هلاكت شود برساند ، ممارات و مجادله هر دو متفقا اين صفات مهلكه را تقويت نمايند با آنكه پرواضح است كه مجادله خالى از آزار و تهييج غضب و عود معترض را از كلام خودش نباشد ، و آنقدر كه امكان دارد از حق و باطل كلام او را استوار سازد و آنچه در تصور او گذشته بگويندهء كه بر خلاف او اقدام كرده زيان رساند ، در نتيجه كشمكش ميان دو مرد مجادله كار قوت گيرد ، چون تهاوش و درهم افتادن دو سك كه هريك آهنگ نمايد رقيب خود را به آن اندازهء كه انتقامش شديدتر است بگزد و عقدهء دل خالى نمايد .
راه علاج
راه علاج و فرار از اين درد منحصر است بمداوا ساختن منيت و خودبينى كه موجب اظهار فضل و تنقيص مردمان بوده ، بر اثر ادويه نافعه كه در علاج كبر و و غضب در كتاب سابق ما كه نامى از او بميان آمد كه در اسرار معالم دين نوشتهايم يا كتب مؤلفهء ديگرى كه از اين موضوع سخن سرائيده است معالجه كند .
شايسته نيست به بند مكر شيطان افتى و او ترا چنين آموزد كه در باب امر