تازيانه به راه بياورم بنا بر اين كسى كه خود را دوست ميدارد بايد از مخالفت احتراز كند و راستى پيشه نمايد تا از هلاكت در امان باشد .
( 1 ) پس از اين از منبر پائين آمد و از آغاز كار با درشتى و سختى رفتار كرد و دستور داد سرشناسان كوفه و آنها كه مردم را مىشناسند حاضر كرده تا معروفان و هواخواهان يزيد و مخالفان و آشوبگران را معرفى نمايند و خاطرنشان ساخت كسانى كه نامبردگان را معرفى كنند و بحضور آورند آسيبى از ما نخواهند ديد و كسى كه براى اين كار حاضر نمىشود بايد ضمانت كند آنها كه معروف در نزد او هستند در صدد مخالفت و ستمگرى عليه ما نباشند و كسى كه به اين امر هم راضى نشود يا آنكه سرشناسان قوم را معرفى ننمايد بايد بداند كه در امان ما نبوده و خون او را خواهيم ريخت و مال او بر ما حلالست و هر سرشناسى كه از يكى از دشمنان يزيد باخبر بوده و او را بمقام ما معرفى نكرده باشد براى عبرت ديگران او را در كنار خانهاش بدار مىآويزيم و از عطيه ملوكانه محروم خواهيم داشت .
هنگامى كه حضرت مسلم بن عقيل ع از آمدن عبيد اللَّه باخبر شد و از سخنان بيخردانه او اطلاع حاصل نمود و متوجه شد سرشناسان را براى معرفى شيعيان على و مخالفان يزيد بحضور طلبيده از خانه مختار خارج شده و به منزل هانى بن عروه رفت شيعيان مخفيانه حضور حضرتش ميرسيدند و ضمنا به يكديگر توصيه مىكردند مبادا كسان عبيد اللَّه از جايگاه مسلم باخبر شود .
عبيد اللَّه براى آنكه هر چه زودتر به مقصود خود برسد غلامى داشت بنام معقل به او سه هزار درهم داده گفت در طلب ياران مسلم برآى و هر گاه با يكى يا عدهء از آنان ملاقات كردى اين وجه را بايشان بده و بگو اين مقدار وجه را بگيريد و صرف نابودى دشمن خود بنمائيد و براى از بيخ و بن درآوردن او اسلحه
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٨٧