اعطا ميكنيم و هنگامى آنها درخواست كرده عطيهء همايونى خود را براى آنان عنايت ميفرمائيم و آنان تبرك جسته و نعمت ما را بديدهء منت مىپذيرند » .
پس از آن ، توقيعى شرف صدور يافت در بارهء اينكه احسان ما را رد كردى مرتكب خطا شدى و از آنجا كه از خدا درخواست بخشش نمودى خداى متعال از گناه تو درگذشت و چون نظرت اين بوده كه اگر كيسهء زر به تو برسد در آن تصرفى ننمائى ما از تو صرف نظر كرديم و ليكن از آن جامه براى احرام خود استفاده كن .
گفت دو پرسش از مقام همايونى داشته و آنها را در نامهء معروض نوشته و از نوشتن پرسش سومين خوددارى كرده بيم داشتم مبادا اين سؤال مكروه خاطر مبارك باشد ، عريضه را تقديم داشته توقيعى صادر پاسخ هر دو پرسش و جواب سؤال سوم را كه معروض نداشتم عنايت فرموده بود گفته است در نيشابور با جعفر بن ابراهيم نيشابورى قرار گذاردم امسال كه به حج بيت اللَّه مشرف ميشوم با او در يك كجاوه باشم چون به بغداد رسيدم از رأى خود برگشته و خواستم براى خود هم كجاوهء پيدا كنم ابن وجنا با من ملاقات كرد ، من پيش از اين از وى درخواست كرده بودم كه كجاوهء براى من كرايه نمايد و او از انجام خواستهء من اظهار ناسازگارى نمود اين بار بمجردى كه با من ملاقات كرد اظهار داشت من چنديست در صدد ديدار تو ميباشم زيرا به من اطلاع رسيده كه تو در سفر حج ، مصاحب من خواهى بود و مرا امر كردهاند تا با تو به خوبى معامله نمايم و كجاوه و همسفر مناسبى براى تو فراهم نمايم .
( 1 ) حسن بن عبد الحميد گويد در بارهء حاجز و سفارت او كه آيا از ناحيهء مقدسه به سمت سفارت برقرار شده يا خير مشكوك بودم و سهمى متعلق بناحيهء مقدسه گردآورده و با همان حال بعسكر رفتم ، توقيعى
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 686
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٨٦