تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
اجازهء سفر خواسته بودم . توقيعى صادر اين سفر تو خوش آيند ما نميباشد و خود ميدانى . از اين پاسخ ناراحت و اندوهناك شده و معروض داشتم حسب الامر از رفتن به حج ، منصرف شدم ليكن از اينكه از زيارت خانه خدا ، محروم گرديده‌ام اندوهناكم توقيعى شرف صدور يافت كه از اين معنى نگرانى نداشته باش براى اينكه سال آينده‌اش مشرف خواهى شد . ميگويد سال آينده فرارسيد نامهء معروض داشته و استجازه نمودم توقيعى رسيد و مرا مأذون فرمود ، در نامه عرض كردم كه من محمد بن عباس را كه به ديانت و درستى او ايمان دارم براى همسفرى خود انتخاب كرده‌ام توقيعى صادر شد « اسدى « 1 » خوب همسفرى است هر گاه او وارد شد ويرا بعنوان همسفرى خود انتخاب كن و ديگرى را بر او ترجيح مده » من حسب الامر پس از ورود نامبرده با وى همسفر حجاز شدم . ( 1 ) حسن بن عيسى عريضى گفته هنگامى كه حضرت ابو محمد عسكرى ع رحلت فرمود مردى از مصريها كه پولى متعلق به حضرت ولى عصر ع همراه داشت وارد مكه شد و در آنجا از جانشين حضرت عسكرى ع جويا شد برخى گفتند حضرت ابو محمد در هنگامى كه رحلت كرد فرزند و جانشينى نداشت ديگرى گفت جانشين پس از او جعفر است ديگران گفتند جانشين آن جناب فرزند بزرگوارش مىباشد . اين اختلاف ايجاب كرد مردى را بنام ابو طالب به عسكر بفرستند تا معلوم كند جانشين آن حضرت كيست و آيا جعفر است و يا فرزندش ، نامبرده را با نامهء به عسكر فرستاده وى پس از ورود ، نزد جعفر آمده و دليل بر امامتش را از وى جويا شده نامبرده پاسخ داده هم اكنون برهان مسلمى حاضر نداره كه بتوانم براى تو اثبات امامت خود را بنمايم . آن مرد نااميد شده از جا برخاست دم درب خانه آمده و نامه را بيكى از سفرا تسليم كرد توقيعى
هامش
( 1 ) محمد بن ابو عبد اللَّه از مردم بنى اسد و از مردم كوفه و يكى از سفراء حضرت ولى عصر ع بوده