گوئى ميكرد و با آنها كمال ضديت و دشمنى داشت و او با چنين عصبيت گفت در شهر سامرا كسى را مانند حسن بن على ع نديدم زيرا او مردى راست كردار و آرام و پاكدامن و بزرگوار و عاليمقدار بود و همه بنى هاشم و خاندان او از نامبرده احترام ميگذاردند و او را بر پيرمردان و محترمان مقدم ميداشتند و نه تنها خاندان او از وى احترام ميگذاردند بلكه سرلشكران و وزيران و افراد ديگر از وى تعظيم مىكردند .
يادم نميرود روزى در كنار پدرم در هنگامى كه مردم براى عرض حوائج مىآمدند ايستاده بودم دربانان وارد شده به اطلاع رسانيدند كه ابو محمد دم درب منتظر ورود است پدرم بمجردى كه نام او را شنيد با صداى بلند فرياد زد او را اذن دهيد .
من از اينكه دربانان چگونه جرأت كرده و جسارت نموده كه توانستهاند از مردى به كنيه در حضور پدرم معرفى كنند متعجب شدم زيرا دربانان از غير خليفه و جاىنشين او يا كسى كه مجاز باشند او را به كنيه نام ببرند از ديگرى به اين عنوان حق معرفى نداشتند .
مجملا مرد گندم گون نيكو اندام خوش چهره زيبا قامت جوانى كه همه گونه آثار بزرگى از او هويدا بود وارد شد چون چشم پدرم به او افتاد از جا برخاست و چند قدم از وى استقبال كرد كه من سابقهء چنين رفتارى را از او نسبت به هيچ يك از بنى هاشم و سرلشكران نداشتم چون نزديك رسيد با وى معانقه كرد و صورت و سينهاش را بوسيد و دست او را گرفته بر مسند خود نشانيده و خود پهلوى او قرار گرفته و روبروى او نشست و در هنگام صحبت خود را فداى او ميكرد و من از تمام اين امور بر خلاف انتظار متعجب ميشدم در اين هنگام دربانان وارد شده اطلاع داد موفق آمد .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 656
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٥٦