( 1 ) حضرت ابو جعفر ع از يحيى پرسيد حاضرى پرسشى از تو بنمائيم پاسخ داد اين امر موكول بخواست شماست در نتيجه اگر توانستم پاسخ شما را مىدهم و الا از حضرتتان استفاده ميكنم .
حضرت ابو جعفر پرسيد چه ميگوئى در بارهء مرديكه بامداد بزنى نگاه كرد و نگاه كردن او بر آن زن حرام بود چون روز بلند شد نظر كردن مرد بر او حلال بود در زوال خورشيد ( اول ظهر ) بر آن مرد حرام شد هنگام عصر بر او حلال گرديد وقت غروب آفتاب بر او حرام شد و هنگام عشا بر او حلال شد در نيمه شب بر او حرام گرديد و در طلوع صبح بر او حلال شد اكنون زنى كه داراى چنين حالات مختلفى است كيست و حلال و حرام شدن او روى چه ميزانى است .
يحيى معروض داشت سوگند به خدا پاسخ اين مسأله و وجه حليت و حرمت او را نميدانم از حضرت شما آرزومندم هر گاه مناسب بدانيد ما را از پاسخ آن بهرهمند سازيد .
حضرت فرمود نامبرده كنيزى متعلق به مردى بوده كه مرد نامحرمى اول روز به او نگاه كرده و ثابت است كه نظر كردن مرد اجنبى به آن كنيز حرام بوده چون روز بلند شده همان كنيز را از آقايش خريده بر او حلال شده هنگام ظهر او را آزاد كرده بر وى حرام شده هنگام عصر تزويج كرده بر او حلال شده وقت غروب ظهار كرده ( يعنى گفته پشت تو مانند پشت مادر منست ) بر او حرام شده هنگام عشاء كفاره داده بر او حلال شده نصف شب طلاق داده حرام شده وقت طلوع صبح ، رجوع كرده حلال شده .
مأمون پس از آنكه پاسخ حضرت را استماع كرد خطاب بحاضران نموده گفت آيا در ميان شما
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 626
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٢٦