تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
دانش و به كار بستن آئين الهى از همه برادران و عموزادگان و از همه مردم زمانش برتر و بالاتر بود . دليل ديگر آنكه امام بايد مانند پيمبران ، معصوم باشد كه مرتكب هيچ گونه خطائى نشود و در علم و دانش بسرحد كمال رسيده باشد بنا بر اين مدعيان امامت در عصر آن حضرت كه خطاكار و ناقص بودند از درجه اعتبار ساقط بودند و از آنجا كه بايد در هر عصرى امام معصوم و كاملى وجود داشته باشد و آن جناب معصوم و كامل بود بايد امام زمان باشد و مردم در كليهء امور خود به او مراجعه نمايند . مردم ، معجزات و كرامات زيادى از آن حضرت نقل كرده‌اند و همهء آنها دليل بر امامت و حقانيت اوست و ثابت مىكنند ديگران به غير از ادعا ، فضيلت ديگرى نداشتند . ( 1 ) 1 - از آن جمله روايت مىكنند منصور به ربيع دستور داد امام صادق ع را حاضر كند چون حضور يافت و چشم منصور بدان جناب افتاد گفت خدا مرا بكشد اگر ترا نكشم امروز كار تو به جائى رسيده كه با سلطنت من بازى مىكنى و از همه طرف اسباب شورش فراهم مىسازى ! . حضرت صادق ع فرمود سوگند به خدا آنچه را به من نسبت دادى من انجام نداده و آهنگ آنها را هم نداشته‌ام و هر گاه خبرى در اين خصوص شنيدهء دروغ بوده و بر فرضى كه آنچه مىگوئى راست و بجا بوده درگذر زيرا حضرت يوسف ستم ديد و بخشيد و ايوب به بلا مبتلا شد صبر كرد و بسليمان نعمت بىسابقه اعطا گرديد سپاسگزارى نمود اينان همه پيمبران خدا و نسب تو هم كه بديشان مىپيوندد ! . منصور شرمنده شده تصديق كرد و آن حضرت را روى تخت خود كه مقام الهى آن جناب بود و آن روز غاصب بىباكى بر فراز آن نشسته فراخواند و معروض داشت همانا فلان آنچه را كه بحضورت عرضه