بيست روز طول كشيد .
( 1 ) 11 - زرارهء اعين گفته نيمه شبى بود مردى شنيد كسى ميگويد كجايند آنها كه از دنيا اعراض كرده و به آخرت روى آوردهاند ؟
همانوقت از گوشهء بقيع آوازى كه گوينده آن معلوم نبود به گوش رسيد اين شخص ، على بن الحسين ع است .
( 2 ) 12 - زهرى گويد از اهل بيت پيغمبر ص كسى را برتر از على بن الحسين ع نيافتم .
( 3 ) 13 - گويند جوانى از مردم قريش پهلوى سعيد بن مسيب نشسته بود حضرت سجاد ع وارد شد آن جوان از سعيد پرسيد اين مرد كيست او را به من معرفى كن ؟ گفت او سيد عبادتكنندگان على بن الحسين نواده على بن ابى طالب است .
( 4 ) 14 - گفتهاند مردى از خويشاوندان آن حضرت بر او وارد شده ناسزا گفت حضرت پاسخى بوى نداد چون از حضور آن جناب خارج شد حضرت سجاد بحاضران توجه كرده فرمود گفتههاى اين مرد را شنيديد ؟
منهم مىخواهم با من بيائيد تا بهبينيد به او چه خواهم گفت عرضكردند البته همراه شما خواهيم آمد و دوست ميداريم گفتگوى شما را با او بشنويم حضرت از جا برخاسته و اين آيه را مىخواند آنها كه خشم
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 498
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٩٨