فصل 21 [ چكامهء از شاعر قريش در شرح دلاورى پسر ابو طالب ]
( 1 ) اسيد بن ابى اياس كه از فعاليتها و كشتارهاى خدا پسندانه على ع ناراحت شده بود در سرودهاى ذيل قريش را عليه او تحريك ميكرد :
اى گروه قريش در ميان هر دستهاى كه وارد شويد جوان صحرانورد دلاوريست كه بر اسبان كامل پيشانى سفيد سوار مىشود و شما را رسوا مىكند .
خدا بشما خير دهد آيا از چنين پيشآمدى انكارى نداريد با آنكه گاهى از اوقات آزادمرد صاحب كرم از آن دورى و حيا مىكند .
اين پسر فاطمه بنت اسد است كه شما را نابود كرد و سر از بدن شما جدا نمود و شما را كشت .
اينك كه بدست او گرفتاريد مالى به او دهيد و بدين وسيله او را از خود دفع كنيد و گر نه بايد تحت بيعت او درآمده و بدون اينكه نتيجهء ببريد ذيل و خوار او گرديد .
كجا رفتند پيران باتدبير و كجا رفتند استوانههاى محكم كه همه مردم در هنگام دشواريها بديشان پناهنده ميشدند و كجاست زين الابطح مرديكه بعظمت و دلاورى در ميان آنها معروف بوده همه آنها را اين جوان دلاور نابود كرد و كشت و از دم تيغ گذراند
فصل 22 كارزار احد
( 2 ) پس از كارزار بدر ، جنگ احد اتفاق افتاد و در اين جنگ نيز پرچمدار پيغمبر ص على ع بود و علاوه بر آن لواء هم كه پرچم قبائل بود بدست آن حضرت تسليم گرديد بنا بر اين على ع صاحب پرچم و