تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
صفرا كه نام محلى در بدر بود درگذشت . هند دختر عتبه در باره كشته شدن عتبه و شيبه و وليد گويد . اى چشم گريه كن بر بهترين مردم قبيله خندف كه براى هميشه پايدار است دلاورى كه در بامداد فرزندان هاشم و عبد المطلب كه از نزديكان او بودند براى كارزار دعوتش كردند و او را از دم تيغها گذراندند و پس از هلاكت جامه‌اش را از بدنش بيرون نمودند ( 1 ) 3 - حضرت باقر ع فرموده امير المؤمنين ع ميفرمود در كارزار بدر از جرأت مشركان بشگفت آمدم با آنكه وليد را كشته و عتبه هم بدست حمزه شربت ناگوار مرگ چشيده و شيبه هم بكمك من و حمزه از پاى درآمد در عين حال باز حنظلة بن ابى سفيان بجنگ من آمد چون نزديك رسيد چنان با شمشير بر فرق او فرود آوردم كه ديدگانش از حدقه بيرون آمده بر زمين افتاد و مرد . ( 2 ) 4 - عثمان بن عفان ، سعيد بن عاص را ديده گفت بيا نزد عمر رفته با او سخن بگوئيم چون بر او وارد شد ، عثمان در محل معين خود نشسته و سعيد در گوشه از جمعيت قرار گرفته و آثار ملال از او ظاهر بود عمر او را ديده گفت مىبينم از ناحيهء من حزن و اندوهى در خود احساس ميكنى و خيال ميكنى پدرت را من كشته‌ام با آنكه چنين عملى از من بظهور نرسيده و سوگند به خدا دوست ميداشتم من كشنده او بودم و اگر او را ميكشتم به هيچ وجه پوزش نميخواستم زيرا كافرى را كشته بودم ليكن روز بدر از كنار پدرت گذشته ديدم چون گاو نر خشمگينى خود را آماده قتال كرده و كف برآورده بود بوى توجهى نكرده از او درگذشتم گفت پسر خطاب كجا ميروى ؟ هنوز سخنش را باتمام نرسانيده على ع با او درآويخت هنوز از جاى خود دور نشده بودم كه او را كشت . على ع نيز در آن مجلس حضور داشت چون اين سخن شنيد فرمود پروردگارا به‌بخش ، شرك و بت‌پرستى نابود شد و كارهاى گذشته را اسلام محو كرد امروز مناسب نيست مردم را عليه من تحريك نمائى .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 68 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى