تا از دنيا رفت .
( 1 ) از آن جمله به اصحاب خود مىفرمود شما پس از من به سب بر من وادار خواهيد شد و چون به اين بليه مبتلا شديد براى راحتى خود مرا سب كنيد ليكن اگر خواستند از من بيزارى بجوئيد حاضر براى اين كار نشويد زيرا من در دين اسلام به دنيا آمدم و كسى را كه به برائت از من بخوانند بايد از من اظهار بيزارى ننمايد بلكه بايد خود را براى كشته شدن آماده سازد زيرا كسى كه از من بيزار شود نه دنيا دارد و نه آخرت .
بارى همانطور كه فرموده بود چنين اتفاقى افتاد .
( 2 ) از آن جمله فرمود اى مردم شما را به آئين حق خواندم امتناع كرديد با تازيانه شما را تأديب كردم پند نگرفتيد تا مرا عاجز نموديد اينك بدانيد پس از من اميرانى بر شما مسلط خواهند شد كه با تازيانها و آهن شما را عذاب مىكنند و ثابت است كسى كه در دنيا ديگرى را بيازارد خدا در آخرت او را عذاب خواهد كرد .
و نشان اين پيشآمد آنست كه يوسف بن عمر ، حاكم يمن بر شما تسلط پيدا كند و در ميان شما درآيد و عمال و عمال عمال را بگيرد و چنان شد كه فرمود .
( 3 ) از آن جمله گفتهاند جويرية بن مسهر كنار خانه على ع آمده پرسيد امير المؤمنين كجاست ، گفتند خوابيده است صدايش را بلند كرده گفت اى خوابيده از جاى برخيز سوگند به كسى كه جان من در دست تواناى اوست چنانچه خود پيش از اين بما اطلاع دادهء ضربتى بر سرت زنند كه محاسنت را از خون
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣١٢