از همه كوتاهتر و جايگاه دار من نزديك به بيت الطهاره است ( 1 ) ابن زياد گفت اكنون من خلاف فرمودهء او را انجام خواهم داد ميثم گفت چگونه ممكن است بر خلاف فرمودهء او رفتار كنى با آنكه آن حضرت آنچه فرموده از گفتهء رسول خدا ص بوده و او هم از جبرئيل از خداى متعال استفاده مىكرده بنا بر اين چگونه ميتوانى با اين عده مخالفت نمائى و من ميدانم در چه محلى از كوفه بدار آويخته مىشوم و من نخستين آفريدهء هستم كه در سرزمين اسلامى لجام زده مىشوم .
ابن زياد پس از استماع اين سخن دستور داد او را حبس كرده و همراه او مختار بن ابى عبيده ثقفى را نيز محبوس داشت ميثم در حبس به او خبر داد تو از حبس نجات پيدا خواهى كرد و خونخواهى حسين ع مىكنى و اين بدبخت را خواهى كشت .
هنگامى كه پسر زياد ، مختار را طلبيد تا بكشد بلافاصله نامهء از يزيد رسيد كه مختار را آزاد كن و آسيبى به او مرسان .
عبيد اللَّه طبق دستور ، مختار را آزاد كرد و فرمان داد تا ميثم را بدار بياويزند در راه مردى با ميثم ملاقات كرده گفت بىجهت بقتل تو حكم كرده زيرا از كشتن تو فايدهء حاصل نمىشود .
ميثم لبخندى زده گفت من براى اين درخت خرما آفريده شده و او را براى من پروريدهاند .
چون او را به چوب دار آويختند و مردم در كنار خانهء عمرو بن حريث اطراف او گرد آمدند عمرو گفت سوگند به خدا او همواره مىگفت مجاور تو خواهم شد آنگاه بكنيزش دستور داد زير آن درخت را جاروب كرده آب بپاشد و مجمرهء عودى حاضر نمايد .
ميثم در همان حال ، فضائل بنى هاشم را نشر ميداد به ابن زياد اطلاع دادند كه اين جوان شما را رسوا كرد وى برآشفته فرمانداد تا دهنه به دهان او بزنند و او نخستين آفريدهء مسلمان بود كه بر دهان او لجام زدند .
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣١٥