فصل - 43 يادى از سخن پيغمبر )
( 1 ) حمد براى خدا و سلام بر رسول او اما بعد همانا رسول خدا ص مرا برادر خود قرار داد و از ميان همه مردم بعنوان وزارت برگماشت اى مردم من مغز هدايت و مخزن فكر آن و دو ديده بيناى آنم بنا بر اين از راه هدايت نظر باينكه سلاك و روندگان آن اندكاند بوحشت نيفتيد كسى كه كشندهء مرا مؤمن بداند چنانست كه خود او كشته است ، بدانيد هر خونى ، خونخواهى دارد كه روزى بخونخواهى از او قيام مى - كند و همانا خونخواه ما و داور در بارهء ما و نزديكان به پيغمبر و بىپدران و سر راهنشينان كسى است كه در طلب هر چيزى برآيد از تحصيل آن درمانده نميشود و كسى از دست تواناى او فرار نمىكند و ستمگران به زودى خواهند دانست كه سرانجام آنها بكجا منتهى خواهد شد .
سوگند بخدائى كه دانه را شكافته و انسان را آفريده عصاى خلافتى را كه شما گروه بنى اميه بدست گرفتهايد با نزاع از چنگ شما بدرآورند و به زودى آن را در دست ديگران و در خانه دشمنانتان مشاهده خواهيد كرد و به زودى از حقيقت فرموده قرآن باخبر خواهيد شد .
فصل - 44 خطاب با مردم كوفه
( 2 ) اى مردم كوفه تا وقت باقيست خود را براى پيكار با معويه كه دشمن شماست آماده سازيد عرض كردند يا على ع اندكى مهلت بده تا سرماى زمستان بر طرف شود .
فرمود سوگند بخدائى كه دانه را شكافته و انسان را ايجاد كرده اين مردم به زودى بر شما چيره