فصل - 40 تحريص بقتال
( 1 ) هنگامى كه مردم از يارى او خوددارى كردند فرمود اى مردميكه بدنهاتان يك جا و رأيهاتان مختلف است گفتار شما باندازهايست كه سنگ سخت را سست مىكند و عملتان جوريست كه دشمن را به طمع مىاندازد در مجالس خود چنين و چنان ميگوئيد ليكن چون پيكار با دشمن دررسد ميگوئيد اى جنگ از ما دور شو و ما را به حال خود گذار . كسى كه شما را با اين حال بكارزار دشمن بخواهد خوار گردد و آسايش ندارد كسى كه رنج شما را متحمل شود بيچاره است شما مردمى رنجور و بيماريد .
از من درخواست مىكنيد دفاع از دشمن را بتأخير بيندازم و چنان در اين باره پافشارى مى - كنيد مانند قرضدارى كه مدتى قرض او به طول انجاميده حاليا در افزايش مدتش پافشارى مىنمايد با آنكه ذليل و خوار از ستم ممانعت نميكند و حقيقت هميشه با كوشش بدست مىآيد پس از اين خانه بكدام خانه خواهيد رفت كه اينك از ظلم و رواج آن ممانعت نمىنمائيد آيا پس از من در ركاب چه امامى با دشمنان مىجنگيد به خدا سوگند مغرور كسى است كه شما او را فريب داديد و كسى كه بشما اميدوار باشد بيچاره و بدبختترين تيرهاى قمار است .
اكنون كه از بوتهء آزمايش درآمديد ديگر سخن شما را تصديق نمىكنم و به يارى شما چشم طمع ندارم . خدا ميان من و شما جدائى بيندازد و عوض شما كسى كه بهتر است از شما به من مرحمت فرمايد .
سوگند به خدا دوست دارم ده نفر از شما را با يكنفر از مردم بنى فراس بن غنم عوض نمايم چنانچه دينار را با درهم معاوضه ميكنند .