تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
نمىنمايند مگر يكى از آنها كه منظور عمر بن عبد العزيز است . ( 1 ) بارى تسلط بنى اميه بر شما مردم امتحانيست كه آن را خداى متعال مقدر فرموده و بلا شك اتفاق مىافتد در اين آزمايش نيكان شما را مىكشند و بدان شما را به بردگى مىگيرند و گنجها و اندوخته‌هاى شما را از خلوت خانهاتان بيرون مىبرند و چنانچه اشاره شد اين پيش‌آمدها انتقامى است كه در برابر از دست دادن كارها از شما گرفته مىشود كه هم كارهاتان را ضايع كرديد و هم خود و دينتان را نابود ساختيد . اى مردم كوفه اكنون خبر مىدهم از كارهائى كه پس از اين اتفاق مىافتد تا كاملا مواظب بوده و احتياط را از دست ندهيد و آنان كه پند نيوشند بترسانيد و مايه عبرتتان باشد . مىبينم شما همان مردمى هستيد كه مىگوئيد على ع دروغ ميگويد چنان كه مردم قريش همين نسبت را به پيمبر خود محمد بن عبد اللَّه كه پيغمبر رحمت و دوست خدا بود دادند . پس واى بر شما بر چه كسى دروغ بستم آيا بر خدا افترا زدم با آنكه نخستين شخص از مسلمانان من بودم كه او را عبادت كرده و به يگانگى شناختم يا برسول او دروغ نسبت دادم با آنكه من نخستين كسى بودم كه به او ايمان آوردم و نبوتش را تصديق كرده و او را يارى نمودم . حاشا كه دروغى از من سر زده باشد و با اين لهجه كه شما چنين نسبتى به من خواهيد داد زبان فريبى است كه اصولا بدان نيازمند نميباشند . سوگند بخدائى كه دانه را شكافته و انسانى را بوجود آورده چون بميريد وانگهى دانيد يعنى همان زمان كه بپاداش گفتار جاهلانه خود برسيد و آن وقت علم شما سودى به حال شما نخواهد داشت پس زشت باد روى شما اى مردان شبيهان كه عقلهاتان مانند عقول بچه‌هاى خردسال و انديشه‌هاتان مانند فكرهاى زنان پشت پرده ( يعنى ربات حجال است ) .