دهد اينك كه پرده از روى حقيقت برداشته شد و فهميديد آنچه را بايد بفهميد به شهر وارد شويد و بخانهاى خود درآئيد خدا شما را مورد رحمت خود قرار دهد مردم حسب الامر يكى بعد از ديگرى وارد شهر شدند .
فصل - 38 پيمانشكنى معويه
( 1 ) معويه به پيمان خود عمل نكرد و نقض عهد نمود و ضحاك بن قيس را فرستاد تا مالهاى عراقيها را به يغما ببرد عمرو بن عميس با وى تلاقى كرد وى عمرو را با عدهء از يارانش از پاى درآورد على ع پس از اين پيشآمد ، كوفيها را مخاطب ساخته ميفرمايد مردم كوفه اينك كه چنين دستبردى زده شد براى خونخواهى عمرو بن عميس كه بندهء نيكوكارى بود آماده گرديد و از لشكريان خود كه عدهء كشته شدهاند دفاع نمائيد . آماده باشيد با دشمن خود پيكار كنيد و از ناموس خود اگر كارى ميتوانيد بكنيد حفاظت نمائيد .
راوى گويد ، سخن را با ضعف و سستى تلقى كرده ورد نمودند و چون حضرت امير ع اين گونه ضعف و سستى را از ايشان مشاهده كرد فرمود سوگند به خدا دوست ميدارم در برابر هر هشت نفرى از شما يكى از آنها را ميداشتم واى بر شما آماده شويد و در ركاب من براى سركوبى دشمن قيام كنيد سپس اگر زيانى براى خود مشاهده كرديد فرار كرده بخانهاى خود برگرديد سوگند به خدا من از ملاقات كردگار خود ناراحتى ندارم و در اين راه با عزمى ثابت و با چشمى بينا قدم گذارده و آسايش خود را در آن مىبينم و بالاخره از رازگوئى با شما و رنج كشيدن از سلوك با شما و مدارا كردن با شما خلاص ميشوم آن هم چه مدارائى زيرا مدارا كردن با شما مانند مدارا كردن شتر جوانى است كه باطن كوهان آن از تحمل