پرده از آن گشوده نگردد اكنون با راى خود براى سركوبى آنها اقدام كن و دست از عقيده خود برمدار .
( 1 ) عمر گفت باز راى خود را بگوئيد .
عثمان از جا برخاست حمد و ثنا بجا آورده گفت عقيده من آنست كه اهل شام از شام و اهل يمن از يمن و تو هم با مسلمانان مكه و مدينه و مصر و كوفه و بصره حركت كرده و با تمام مسلمانان به پيكار همه كافران رهسپار شوى زيرا هر گاه عرب نابود شود تو تنها مانده و كسى از تو بهرهمند نميشود و پناهى ندارى اكنون راى با تو است و از عقيده خود دست برمدار .
عثمان نشست عمر گفت ديگرى اظهار عقيده كند .
امير المؤمنين على ع از جا برخاست حمد و ثناى كاملى بجاى آورد و درود بر رسول خدا ص فرستاد سپس عليه گفتهء عثمان اظهار عقيده كرد كه هر گاه تو شاميها را بسركوبى دشمنان روانه كنى روميها كه نزديك آنها هستند زن و بچهشان را اسير ميكنند و اگر يمنيها را بجنگ دشمن گسيل بدارى حبيشها بديشان چيره شوند و خاندانشان را گرفتار سازند و اگر مسلمانان مكه و مدينه را همراه خود ببرى اعراب از اطراف و اكناف به اين شهر محترم ميريزند كه در نتيجه نگهدارى زن و فرزند اهم از پيكار با دشمن است و اما اينكه از لشكر بيحساب پارسيان بيمناكشدهاى ما در عهد رسول خدا ص با لشكر زياد نميجنگيديم بلكه به يارى خدا كارزار ميكرديم و اما اينكه شنيدهاى پارسيان به آهنگ تازيان برخاسته خداى متعال از عزيمت آنان بيزارتر از بيزارى تست و او بهتر ميتواند قصد و اراده آنها را دگرگون سازد گذشته از اينها
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٩٧