على ع كه حضور داشت فرمود از آن زن بپرسيد پس از آنكه آن مرد را به ارث خود درآورده آيا آن مرد با وى همخوابى نموده يا خير ؟ گفت خير از اين نمد كلاهى نيافته .
فرمود اگر ميدانستم چنين عملى از او سر زده ويرا سياست ميكردم آنگاه به آن زن خطاب كرد :
برو كه او بندهء تست و او راهى به تو ندارد اگر بخواهى ميتوانى او را در قيد رقيت نگهدارى كنى و اگر بخواهى ميتوانى او را آزاد كنى و اگر بخواهى ميتوانى او را بفروشى همه گونه حق با تست .
مكاتب زناده
( 1 ) گويند در عهد عثمان زن مكاتبى كه سه چهارم او آزاد شده بود زنا داد عثمان حكم اين مسأله را از على ع پرسيد حضرت پاسخ داد به حساب حريت و رقيت بايد او را تازيانه زد .
همين سؤال را از زيد بن ثابت نمود گفت به حساب رقيت بايد تازيانه بخورد .
حضرت پرسيد چگونه بايد به حساب رقيت تازيانه بخورد با آنكه سه چهارم او آزاد شده و چرا او را به حساب حريت تازيانه نميزنى با آنكه حريت او بر رقيت او غلبه دارد .
زيد پاسخ داد اگر چنانست كه شما ميگوئيد بايد به حساب حريت هم ارث ببرد على ع فرمود آرى چنانست بايد به حساب حريت ارث ببرد زيد مغلوب شد .
عثمان در عين حالى كه فهميد حق با على ع است اظهار عداوت كرده و بگفته زيد رفتار نمود .
و امثال اين داوريها بسيار است كه اگر ما بخواهيم همه آنها را در اينجا متعرض شويم كتاب ما به طول مىانجامد .