تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
من در راه تمام شد و شتر منهم شيرده نبود ليكن شتر او شيرده بود من از او آب طلبيدم امتناع كرد گفت در صورتى به تو آب خواهم داد كه مرا بوصال خود برسانى من زير بار خواستهء او نرفته و بالاخره چون خود را در دست هلاك يافتم با كراهت ، آب به آب دادم امير المؤمنين ع از استماع اين سخن بشگفت آمده فرمود
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ
« 1 » كسى كه بدون جور و تجاوز مرتكب عمل ناچارى شود گناهى بر او نيست . عمر از شنيدن بيان على ع از رجم آن زن درگذشت .

فصل - 60 نامه ايرانيان عليه عمر

( 1 ) امير المؤمنين همواره ميكوشيد حقيقت داورى و رأى صواب را در ميان مردم ابراز بدارد و آنها را براهى كه مصالحشان در آنست هدايت فرمايد و مفاسد ايشان را تدارك نمايد زيرا اگر آن جناب دست به اين كار نميزد همواره به بيچارگى گرفتار و پابند آراء نابجا ميگرديدند و ميتوان براى اثبات اين موضوع ، پيش‌آمد ذيل را شاهد آورد . ابو بكر هذلى گويد يكى از علماء ما ميگفت همدانيها و اصفهانيها و رازيها و دامغانيها و نهاونديها به يكديگر نوشتند پادشاه عرب كه دين و كتاب براى تازيان آورده درگذشت و منظورشان رسول اكرم ص بود و پس از او ديگرى بسلطنت رسيد او هم نپائيد و هلاك شد و مقصودشان ابو بكر بود و پس از او ديگرى بخلافت رسيد كه عمرش طولانى شد بطورى كه شهرهاى شما را تحت تسخير خود درآورد و با شما پيكار نمود و مرادشان عمر بود و بالاخره او از شما دست برنميدارد تا لشكريان و كارمندان او را كه در شهرهاى شما
هامش
( 1 ) آيه 168 سوره بقره
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 195 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى