بن سعيد بحضور آمده عرضكرد به من اجازه فرما تا بمبارزه او بپردازم على ع فرمود اگر ميدانى فرمان بردارى تو از من واجب است و بايد از من اطاعت كنى از جاى خود حركت نكن او تسليم شده و توقف نمود .
على ع بمبارزه او بيرون رفته بانك بلندى به روى عمرو زد وى همان جا فرار كرده و منهزم شد و برادر و برادرزادهاش كشته شدند و زن او دختر سلامت كه نامش ركانه بود با عده ديگرى از زنها اسير شدند على ع برگشت و خالد بن سعيد را بر بنى زبيد خلافت داد تا صدقات آنها را جمعآورى نمايد و دشمنانى كه فرار كرده هر گاه مسلمان شوند در امان باشند .
از جمله فراريهائى كه مراجعت كرد عمرو معديكرب بود از خالد استيذان نمود وى به او اجازه داد عمرو دوباره اسلام اختيار كرد و در باره آزادى زن و فرزندش با خالد صحبت كرد وى آنها را به دو بخشيد .
هنگامى كه عمرو بدرگاه خالد بن سعيد رسيد ديد شترى را نحر كردهاند عمرو پاهاى آن حيوان را جمع كرد و با ضربتى دست و پاى آن را بريد شمشير او را صمصامه ميگفتند وقتى كه سعيد زن و فرزندش را به او هبه كرد شمشير خود را در برابر اين بزرگوارى به او بخشيد .
على از همه كنيزانى كه اسير شده بودند كنيزكى را براى خود برگزيد خالد بن وليد كه دلخوشى از على ع نداشت و از زندانى شدن و افتضاح تازگى خود فراموش نكرده بود بريده اسلمى را بحضور پيغمبر ص گسيل داشت و به او گفت پيش از آنكه لشكر به خدمت پيغمبر ص برسد خدمت رسول خدا ص شرفياب شده جريان را بعرض رسانيده و بگو كه على ع كنيزى را از خمس غنائم براى خود اختيار كرده .
( 1 ) بريده دستور او را اجرا كرده قبل از ورود لشكر آمده چون بدرب خانهء پيغمبر ص رسيده با
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٤٥