تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً
« 1 » پروردگارا قفل از صندوقچه سينه من بردار و كار مرا آسان كن و گره از زبانم بگشا تا گفتهء مرا بپذيرند و برادر من كه از خود منست جانشين من قرارده و او را پشتيبان و انباز كار من بساز تا بسيار تسبيح تو كنيم و به ياد تو باشيم . ( 1 ) خداى متعال او را پاسخ داده و به آرزو رسانيده چنانچه ميفرمايد :
قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى
« 2 » اى موسى به آرزوى خود رسيدى و نيز از موسى ع حكايت ميفرمايد :
وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
« 3 » موسى ببرادرش هرون فرمود تو در ميان مردم من بعنوان جانشينى برقرارى آنان را سازش بده و از آئين فسادگران پيروى مكن . بنا بر اين هنگامى كه رسول خدا ص على ع را بمنزله هرون قرار ميدهد لازم مىشود كه تمام خصوصيات هرون را منهاى مستثنيات او دارا باشد و چنانچه ميدانيم اين موضوع ، از جمله فضائلى است كه ديگران با وى شركت نداشته و كسى همرتبه يا نزديك بمقام او نبوده . و هر گاه خداى متعال ميدانست ( چنانچه ميدانسته ) كه در اين جنگ نيازى بمصاف مىافتد امر نميكرد على ع را در مدينه باقى بگذارد بلكه ميدانسته مصلحت در استخلاف وى بوده و همانا اقامت على ع در دار هجرت از بهترين كارها بشمار آمده در نتيجه تدبير كار خلق و دين را بدين وسيله نموده و امضا كرده .
هامش
( 1 ) از آيه 27 تا 36 سوره طه ( 2 ) آيه 38 سوره طه ( 3 ) آيه 139 سوره اعراف