تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
( 1 ) عمرو ناراحت شده و مرتد گرديد به طرف عده از مردم بنى حارث رفته دستبردى زده بجانب قوم خود رهسپار شد . رسول خدا ص براى سركوبى وى ، على ع را طلبيده و او را بر مهاجران امارت داده بهمراهى آنان بجانب بنى زبيد گسيل داشت و خالد بن وليد را با عده از تازيان به آهنگ ، جعفى گسيل داشت چون هر دو لشكر مقابل شدند على ع خالد بن سعيد را مقدم لشكر قرار داد و خالد بن وليد ابو موسى را مقدم لشكر خود قرار داد . از آن طرف جعفى هنگامى كه از آمدن لشكر مسلمانان اطلاع يافتند به دو دسته شدند عده بجانب يمن كوچ كردند و فرقهء ديگر بمردم بنى زبيد ملحق گرديدند . على ع كه از اين پيش‌آمد باخبر شد رسولى به خالد بن وليد فرستاد هر كجا رسول من با تو ملاقات كند همان جا توقف كن ليكن خالد بن وليد بفرموده على ع توجهى نكرد و توقف ننمود على ع بخالد بن سعيد جريان را تذكر داده و امر كرد سر راه بر او بگير و او را زندانى كن او حسب الامر از وى جلوگيرى كرده و حبس نمود وقتى كه على ع خالد را ديد از مخالفت كردن او نكوهش نمود و از آنجا حركت كرده به وادى كسر ( بكسر كاف نام محلى از يمن است ) براى سركوبى بنى زبيد عزيمت نمود بنى زبيد كه او را ديده به عمرو گفتند اى ابو ثور هنگامى كه با اين جوان قرشى روبرو شوى و بخواهد از تو خراج بگيرد چه خواهى كرد ؟ پاسخ داد به زودى خواهيد فهميد با چه دلاورى روبرو شده و به او چه خواهد گذشت . ( 2 ) عمرو پس از اين پاسخ و پرسش بميدان آمده مبارز طلبيد على ع آماده پيكار او شده خالد -
الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 144 | الشيخ المفيد / ساعدى خراسانى