پس از اين بايد بفتح مكه توجه داشت زيرا فتح مكه غزوهايست كه امر اسلام را محكم و منتهائى كه خداى متعال برسول گرامى خود نموده و دين حقيقى را به يارى او پايدار ساخته مجسم مىنمايد .
پيش از حادثه فتح مكه خداى متعال در سوره نصر چنين ميفرمايد «
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً
» چون يارى خدا دررسيد و فتح و پيروزى نصيب شما شد و ديدى كه مردم دسته دسته وارد دين اسلام ميشوند به ستايش پروردگارت مشغول شو و از او مغفرت بخواه كه او همواره توبه مردم را مىپذيرد .
و نيز پيش از اين سوره در مدتها قبل خدا وعده داده :
لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ
« 1 » : به زودى وارد مسجد الحرام ميشويد و اگر خدا بخواهد با كمال راحتى سر ميتراشيد و ناخن كوتاه ميكنيد و خوفى و ترسى در خود راه نميدهيد .
مجملا پس از شنيدن اين وعده مدتها مردم چشم به راه و گردن كشيده و در انديشه فرارسيدن فتح مكه بودند .
رسول خدا ص ورود به مكه و فتح آن را از اصحاب خود ميپوشيد و عزيمت بدان را مخفى ميداشت و از خدا هم ميخواست امر او همچنان مخفى بماند تا ناگهان به مكه وارد شود و تنها كسى كه از اين موضوع باخبر و از ميان همه مسلمانان صاحب اين سر گرديده على ع بود كه در اين باره با رسول خدا ص همفكرى ميكرد .
پس از او بجهاتى رسول خدا ص امر نهانى خود را به ديگران ابراز داشت و بالاخره پيشآمدهائى شد كه على ع در تمام آنها متفرد بوده و شريكى نداشت .
از آن جمله هنگامى كه حاطب بن ابى بلتعه كه از مردم مكه بود و در كارزار بدر حضور پيغمبر ص بوده نامهء بمردم مكه نوشته و آنان را از امر نهائى پيغمبر ص اطلاع داده و وحى آمده و پيغمبر را از عمل حاطب باخبر ساخته رسول خدا عمل نامناسب ويرا بكمك على ع تلافى كرد كه اگر از رنج على ع استفاده
هامش
( 1 ) آيه 28 سوره فتح