تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( 1 ) پرسيدند دستور او چه بود ؟ گفت فرمان داد تا در ميان مردم اعلام پناهندگى نمايم و منهم چنان نمودم ، پرسيدند آيا محمد هم عمل ترا امضا كرد ؟ گفت خير گفتند واى بر تو به خدا سوگند على ع خواسته با تو بازى كند و نظر ديگرى نداشته ، گفت نه چنين است غير از اين دستور عمل ديگرى از او نديدم . ذيلا بايد بگوئيم دستورى كه على ع به ابو سفيان داده از بهترين انديشهايى بوده كه ساير مسلمانان ميخواستند در باره او عملى كنند و از بهترين تدبيرهائى بوده كه انجام خواستهء پيغمبر ص بوسيله آن بوده است بدليل آنكه على ع در نخستين قدم ويرا پذيرفته و تا هنگامى كه از مدينه خارج شده با وى بملايمت رفتار نمود و همين عمل ايجاب كرد كه ابو سفيان قطع مواد كيد و مكر خود نمود و عليه پيغمبر اقدامى نكرد . زيرا اگر على ع ابو سفيان را مانند ابو بكر و عمر ، مأيوس ميكرد رأى تازه در خصوص جنگ با پيغمبر ص براى آنها پيدا ميشد و چنان از وى دورى ميكردند كه به هيچ فكرى خطور نمىنمود . براى اينكه ابو سفيان بعنوان تجديد معاهده آمده بود و در نظر داشت تا وقتى كه منظورش را عملى ننمايد از مدينه خارج نشود و بالاخره ماندن او در مدينه سبب ميشد پيغمبر نتواند به آهنگ قريش عزيمت نمايد و اشتغال به كار ابو سفيان پيغمبر را از انجام رأيش باز ميداشت . از اينجا معلوم مىشود توفيق الهى همراه با رأى على ع بوده و تدبيرى كه او در خصوص ابو سفيان نموده فتح مكه را كه منظور اصلى پيغمبر ص بوده هر چه بهتر و بيشتر مستحكم نموده .