فردا او را در ميان لشكر خوانده پرچم را به او داد و دعا كرد كه فتح نكرده باز نگردد او هم يهود را تا كوه قموص براند و مرحب را كه تيغ تيز و شمشير بران داشت بكشت .
و لشكريان او را نابود كرد و آنها را طعمه گرگان و كركسان گرسنه نمود خداى متعال خون مرا بدوستى آل محمد و دوستان آنها آميخته است .
فصل - 32 فتح مكه
( 1 ) پس از كارزار خيبر ، پيشآمدهاى رزمى ديگر شده ليكن بپايه سوانح نامبرده پيش نبوده كه ما ناچار از ذكر آنها باشيم و بسيارى از آنها سرايائى بوده « 1 » كه شخص پيغمبر در آنها حضور نداشته و مانند غزوههاى مهم نبوده زيرا دشمنان اندك بوده و برخى از مسلمانان از بعض ديگرشان حمايت و كفايت ميكردند به همين مناسبت از ذكر آنها خوددارى مىنمائيم اگر چه در تمام آنها گفتار و كردار على ع تأثير بسزائى هم داشته .
هامش
( 1 ) سرايا عبارت از جنگهائى بوده كه رسول خدا مسلمانان را براى ملاقات كفار ميفرستاده و خود در آنها شركت نميكرده و غزوات كارزارهائى بوده كه خود هم در آنها حضور مييافته غزوات پيغمبر بيست و شش غزوه و سراياى او سى و شش سريه بودهاند و برخى از غزوات هم به صلح برگزار ميشده كه برخى از آنها را در اين كتاب نام بردهايم .