خَمْسَةٍ إِلا هُو سَادِسُهُمْ وَلا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلا هُوَ مَعَهُمْ أَينَ مَا كَانُوا ثُمَّ ينَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا يوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَئٍ عَلِيمٌ : هيچ گفتگوى محرمانهاى ميان سه تن نيست ، مگر اين كه او چهارمين آنهاست و نه ميان پنج تن ، مگر اين كه او ششمين آنهاست و نه كمتر از اين [ عدد ] و نه بيشتر ، مگر اين كه هر كجا باشند ، او با آنهاست . آنگاه روز قيامت آنان را به آن چه كردهاند ، آگاه خواهد گردانيد ؛ زيرا خدا به هر چيزى داناست . » ( مجادله : 7 ) اين آيه درباره فلانى و فلانى و ابوعبيده جراح و عبدالرحمن بن عوف و سالم مولى ابيحذيفه و مغيرة بن شعبه نازل شده كه ميان خود مكتوبى نوشتند و عهد بستند و توافق نمودند كه هرگاه محمد وفات نمايد ، هرگز خلافت و نبوت در خاندان بنيهاشم گرد نيايد . سپس خداوند اين آيه را درباره آنان نازل فرمود . » راوى گويد : گفتم : « اين آيه چه شأن نزولى دارد : أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ أَمْ يحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيهِمْ يكْتُبُونَ : يا در كارى ابرام ورزيدهاند ؟ ما [ نيز ] ابرام مىورزيم . آيا مىپندارند كه ما راز آنها و نجوايشان را نمىشنويم ؟ آري ؛ و فرشتگان ما پيش آنان [ حاضرند و ] ثبت مىكنند . » ( زخرف : 79 و 80 ) فرمود : « اين دو آيه نيز همان روز درباره آنان نازل شد . گويا اين روز همانند همان روز قتل حسين ( عليه السلام ) بود كه نگارندگان مكتوبى نوشتند . اين در علم پيشين خداوند بود و آن را به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) خبر داد كه نگارندگان مكتوب قتل حسين را خواهند نوشت و حاكميت از خاندان بنيهاشم بيرون خواهد رفت . و همه اين رويدادها رخ داد . »
راوى گويد : گفتم : شأن نزول اين آيه چيست : « وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَينَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الآخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتَّى تَفِيئَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَينَهُمَا بِالْعَدْل : و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ، ميان آن دو را اصلاح كنيد و اگر [ باز ] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد ، با آن [ طايفهاى ] كه تعدّى مىكند ، بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . پس اگر بازگشت ، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد . » ( حجرات : 9 ) فرمود : « تأويل اين آيه ، روز نبرد بصره فرارسيد و آنان اهل اين آيه هستند و همانانند كه بر على اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به ستم تجاوز كردند . پس بر وى واجب گشت كه با آنان بجنگد و ايشان را به قتل برساند تا هنگامى كه به امر خدا بازگردند . بر پايه اين آيه كه خداوند نازل فرمود ، بر وى واجب گشت
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص١٨٠