تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
در بهشت خواهند بود ؟ » علي ( عليه السلام ) فرمود : « اين را از عثمان شنيدم كه در زمان خلافتش مي‌گفت . » زبير گفت : « آيا آن را سخنى دروغ مي‌دانى كه به رسول خدا نسبت داده‌اند ؟ » على به وى فرمود : « در اين مورد به تو چيزى نمي‌گويم تا آن‌گاه كه از ايشان نام ببري . » زبير گفت : « ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبير ، عبدالرحمن بن عوف ، سعد بن ابي‌وقاص ، ابوعبيدة بن جراح ، سعيد بن عمرو بن نفيل . » علي ( عليه السلام ) فرمود : « نه تن را شمردي . دهمين فرد كيست ؟ » زبير گفت : « تو هستي . » علي ( عليه السلام ) گفت : « اقرار نمودى كه من اهل بهشت هستم . اما آن چه براى خودت و يارانت ياد كردي ، من آن را انكار مي‌كنم و به آن باور ندارم . » زبير گفت : « يعنى آن را سخنى دروغ مي‌دانى كه به رسول خدا نسبت داده‌اند ؟ من آن را دروغ نمي‌شمرم و به خدا سوگند ! اين سخنى است يقيني . » علي ( عليه السلام ) فرمود : « به خدا سوگند ! برخى از اينان كه نام بردي ، در تابوتى در دره‌اى در چاهى گشاد از زيرين‌ترين طبقه دوزخ جاى دارند كه بر دهانه آن چاه صخره‌اى است و هرگاه خداوند بخواهد دوزخ را برافروزد ، آن صخره را بلند مي‌كند . خودم اين سخن را از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم . اگر جز اين باشد ، خداوند تو را بر من پيروز سازد و خون مرا به دست تو بريزد ؛ و گرنه مرا بر تو و يارانت پيروز نمايد و خونتان را به دست من بريزد و جان‌هايتان را شتابان به سوى دوزخ ببرد . » زبير در حالى كه مي‌گريست ، بازگشت . ( الاحتجاج ، 1 / 237 ) بدين سان ، اين نوعى مباهله از سوى علي ( عليه السلام ) بود كه اگر وى بر طلحه و زبير پيروز گردد و آن دو كشته شوند ، از اهل دوزخ خواهند بود و در اين صورت ، حديث عشره مبشره چنان كه وى از آن خبر داد ، خواهد بود . 10 . از امام صادق ( عليه السلام ) نقل شده است كه به ام سلمه خبر رسيد كه يكى از غلامانش از علي ( عليه السلام ) بد مي‌گويد و عيب مي‌جويد . او را فراخواند و هنگامى كه وى به محضرش آمد ، به او گفت : « پسركم ! به من خبر رسيده كه از على بد مي‌گويى و عيب‌جويى مي‌كني . » گفت : « آري ؛ اى مادر ! » ام سلمه گفت : « مادرت به عزايت بنشيند ! بنشين تا برايت حديثى بگويم كه خودم از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم . سپس خودت راهت را بياب . » آن‌گاه سخن را