تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
2 . از ابوصادق روايت شده است : شنيدم كه علي ( عليه السلام ) مردم را در سه جاي ، جمل و صفين و نهروان ، برانگيخت و فرمود : « اى بندگان خدا ! تقواى خداوند را پيشه كنيد و ديدگان را فروپوشيد و صداها را فرود آريد و از سخن گفتن بكاهيد و خويشتن را به زد و خورد و تكاپو و هماوردى و درگيرى تن به تن و زدن و كوفته شدن به آهن عادت دهيد و گام استوار سازيد و خدا را فراوان ياد كنيد ، شايد رستگار شويد ؛ و نزاع نكنيد تا دچار سستى نشويد و مهابت شما از ميان نرود ؛ و صبر پيشه سازيد كه خدا با صابران است . » ( الكافي ، 5 / 38 ) 3 . شيخ صدوق گويد : اعتقاد ما درباره كسانى كه با علي ( عليه السلام ) جنگيدند ، همان است كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « هركه با على بجنگد ، با من جنگيده و هركه با او نبرد كند ، با من نبرد نموده ؛ و هركه با من نبرد نمايد ، با خدا نبرد كرده است . » نيز باورمان ، همان سخن اوست با على و فاطمه و حسن و حسين ( عليهم السلام ) : « با هركه با شما ستيز كند ، در ستيزم و با هركه با شما در صلح باشد ، در صلحم . » ( الاعتقادات ، 105 ) 4 . از اصبغ بن نباته روايت شده كه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در يكى از خطبه‌هايش فرمود : « اى مردم ! سخنم را بشنويد و خوب از من دريافت كنيد ؛ كه زمان جدايى نزديك است . من امام مردمان و وصى بهترين آفريدگان و همسر سرور زنان امت و پدر عترت پاك و پيشوايان راهنما هستم . من برادر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) و وصى و ولى و وزير و همراه و برگزيده و محبوب و دوست خالص او هستم . من اميرالمؤمنين و پيشواى سپيدچهرگان و سرور اوصيا هستم . نبرد با من ، نبرد با خدا ؛ و صلح با من ، صلح با خداست . اطاعتم ، اطاعت از خدا ؛ و ولايتم ولايت الهى است . شيعيان من اولياى خدا و ياورانم ياران خدا هستند . سوگند به آن كه مرا در حالى آفريد كه چيزى نبودم ! آن گروه از اصحاب محمد ( صلى الله عليه وآله ) كه نگاهدارندگان اسرارند ، مي‌دانند كه عهدشكنان و ستم‌پيشگان و از دين بيرون شدگان ، در سخن آن پيامبر امّي ، ملعون شمرده شدند . و زيانكار است هر كه دروغ گويد . » ( من لا يحضره الفقيه ، 4 / 419 ) 5 . ابن‌ابي‌الحديد گويد : متكلمان درباره حال عايشه و حاضران در رويداد جمل اختلاف
نبرد جمل ( فارسى ) — صفحة 173 | الشيخ علي الكوراني العاملي / سيد ابو القاسم حسينى ( ژرفا )