تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
مسلمانان با رغبت تمام دعوت رسول اللّه را پذيرفتند ، و عده لشكر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بالغ بر دوازده هزار نفر شد ، ده هزار نفر كه از مدينه به همراه حضرت وارد مكه شده بودند و دو هزار نفر هم آنهايى كه در مكه به سپاه اسلام پيوستند و اين سپاه انبوهى بود كه چشم هر بيننده‌اى را خيره مىكرد و محمد همان رسول خداست كه در تاريكى شب از مكه هجرت كرد ، درحالىكه جز يكى از اصحاب كسى را به همراه نداشت ، اما اكنون سپاه او همانند ريگ در بيابان روانند و تفاوت زيادى است بين عده مسلمانان در اين جنگ و جنگهاى بدر و احد و خندق . امروز هر بيننده‌اى با مشاهده اين سپاه ، در پيروزى آنها به خود ترديدى راه نمىدهد ، اما اگر خدا نخواهد كثرت نفرات نمىتواند ضامن پيروزى باشد . اين سپاه از جهت ديگر نيز با لشكر اسلام در جنگهاى قبل متفاوت است ؛ در اين سپاه افراد مشركى همچون صفوان بن أميه حضور دارند كه هنوز بر شرك خود باقى هستند و تنها از ترس جان و يا به خاطر مصلحت روزگار اسلام آورده‌اند ، در جمع اين لشكر ابو سفيان حاضر است كه هنوز بتهاى خانگى خود را به همراه دارد و كلدة بن حنبل را با خود آورده كه قتل رسول اللّه از آرزوهاى اوست . پس بين اين لشكر كذايى و آن لشكرى كه در جنگ بدر شركت داشت ، و افراد آن‌همه مؤمنان راسخ و مجاهدان صادق و فداكار بودند ، تفاوت بسيار است . لشكر امروز از جهت تعداد غرورانگيز است اما جز عجب و خودنمايى و تكبر چيز ديگرى به همراه ندارد . مسلمانان در تاريكى صبحگاهان از مكه خارج و به سوى وادى حنين ( بين طائف و مكه ) رهسپار شد و مانند سيل بر اين سرزمين جارى شدند و تصور مىكردند كه هيچ نيرويى را توان برابرى با آنها نيست ، ولى مشركين كه قبلا به اين محل رسيده و در ميان دره‌ها و پشت صخره‌ها سنگر گرفته بودند ، ناگهان بر سپاه اسلام تاختند و آنها را غافلگير كردند . عده زيادى از مسلمانان كه از روى طمع غنيمت به جنگ رفته و از روى ترديد به سپاه پيوسته بودند ، پا به فرار گذاشتند و اين عمل آنها رعب و وحشت زيادى در دل ساير سربازان ايجاد كرد .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 548 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى