در اين ميان يكى گفت : يا رسول اللّه ما جز خير و خوبى چيزى نينديشيم و ترا برادر گرامى و پسر عم كريم خود مىدانيم و اكنون كه قدرت در دست شماست ، جز نيكى از تو انتظار نداريم .
حضرت فرمود : برويد كه شما آزادشدگانيد ( و به همين جهت مردم مكه را طلقاء مىنامند ) . ( مشهور است كه در اين حال رسول اللّه به ياد تقاضاى عفو برادران يوسف افتاد و اشك در ديدگان مبارك آن حضرت حلقه زد و اهل مكه چون اين بديدند ، به گريه افتادند ، پس فرمود : من همان گويم كه برادرم يوسف به برادرانش گفت ، « 1 » امروز گناهى بر شما نيست و جرم و گناه ايشان را عفو كرد و مردم جملگى مسلمان شدند ) .
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ، آيه : 92 .