تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
نكند در اين آزمون بزرگ دچار لغزش و خطايى شده و نتوانند از آن سربلند خارج شوند . از طرفى منافقين نيز در بين مسلمانان مضطرب و مؤمنين واقعى شروع به سمپاشى كردند ، عده‌اى گفتند : محمد به ما وعده گنجهاى كسرى و قيصر روم را مىداد ولى اكنون ما براى اداره امور خود نيز مشكل داريم . « آنچه خدا و رسول او به ما وعده داده بودند ، غرور و فريبى بيش نبود . « 1 » » عده‌اى ديگر از مسلمانان تصميم به فرار گرفتند و به تضعيف روحيه ديگران پرداختند ، و از روى نفاق و دروغ نزد رسول اللّه آمده و گفتند : « خانه‌هاى ما در معرض تجاوز است ؛ در صورتى كه خانه‌هاى آنان را خطرى تهديد نمىكرد بلكه به فكر فرار بودند » « 2 » محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با دشمنانى از روبرو و يهوديان بنى قريظه از پشت سر و منافقينى از داخل سپاه خود روبرو بود ، چنان كه شاعر مىگويد :
و لو كان همّا واحدا لا تقيته * و لكنّه همّ و ثان و ثالث ! « 3 »

ايجاد شك و ترديد در صفوف دشمن و شكست ائتلاف

در اين شب تاريك كه اختلاف شديد و غم و اندوه بر ظلمت آن مىافزود و در اين طوفان ترس و اضطراب كه جز افق تيره‌اى از آن نمودار نبود ، خداى تعالى نعيم ابن مسعود را كه از رجال غطفان بود نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرستاد و او عرضه داشت : يا رسول اللّه ، من اسلام آورده‌ام ، ولى قوم من از اين موضوع خبر ندارند ؛ اينك من مطيع شما هستم ، هر امرى داريد بفرماييد . رسول اللّه فرمود : از طايفه بنى غطفان تنها تو در جمع ما هستى و به تنهايى كار چندانى از پيش نخواهى برد ، جز اينكه نزد ايشان بازگردى و با ترفندى آنها را از
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ، آيه : 12« . . . ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً . . . »( 2 ) . سورهء احزاب ، آيه : 13« . . . وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً . . . »( 3 ) . اگر گرفتارى يكى باشد مىتوان با حزم و احتياط بر آن فائق آمد ، ولى وقتى زياد شد چه مىتوان كرد !
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 477 | محمد أحمد جاد المولى / زمانى