تا اينكه يك روز او تصميمى شيطانى گرفت و مصمم شد نقشهء موهوم و باطلى را كه در سر پرورانده بود عملى سازد . او درصدد برآمد ، تمام تبعيديان و دشمنان آن حضرت را جمع كند و با تحريك آنها ، همگى را در يك حزب و ائتلاف درآورد تا در فرصتى مناسب از رسول اللّه انتقام بگيرد . زيرا قبايلى كه از دعوت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم متضرر شدهاند بسيارند و قلب آنها سرشار از كينه و عداوت آن حضرت است . او خيال مىكرد به اين ترتيب دولت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم واژگون خواهد شد و چرخ دعوت او از حركت خواهد ايستاد و مخالفين او بار ديگر عزت و شوكت بر باد رفتهء خود را به دست خواهند آورد .
سلام بن حقيق و كنانة بن ربيع از طايفه بنى نضير و هوذة بن قيس و ابا عماره از طايفه وائل و عدهاى ديگر نقشه موهوم و طرح شيطانى او را پذيرفته و به اتفاق بسوى مكه و مذاكره با قريش شتافتند .
نيرنگ يهوديان و ائتلاف عشاير عرب
قريش به يهوديان گفتند : اى طايفه يهود ، قبل از بيان مقصود و هدف خود ، آنچه براى ما جاى سؤال است پاسخ دهيد ؛ شما خود اهل كتابيد و به يقين حكم ميان ما و محمد بايد در كتاب شما موجود باشد ، ما در كار خود با محمد دچار ترديد شدهايم و در دين خود شك كردهايم ، نظر شما چيست ؟ دين ما بهتر است يا دين محمد ؟
خدايان ما بر حقاند يا خداى او ؟
يهوديان فرصت را غنيمت شمردند و با اظهار تعجب گفتند : آيا در عقيدهء خود شك كردهايد ؟ به خدا سوگند كه دين شما بر حق است و آيين محمد خرافاتى بيش نيست ، خدايان شما موجوداتى معلوم و داراى نفع و ضرر هستند ، اما خداى محمد را هرگز كسى نديده و او قادر نيست شر را از مردم مرتفع و خير را براى ايشان فراهم سازد . مبادا كه شك در روح شما راه يابد و گمان به عقايد شما رخنه كند ، از مخالفت با محمد پشيمان نشويد و از جنگ با او نهراسيد كه ما به زودى تمام قبايل را عليه او متحد و قبايل غطفان و أشجع و بنى قريظه را تحريك مىكنيم و اتحاد شما با اين عشاير و