مىدهم مبادا از اين لحظه به بعد ، او را مورد اذيت و آزار قرار دهى و يا سبب ناراحتى او را فراهم سازى .
حمزه اين بگفت و خدمت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم رسيد و دست او را به گرمى فشرد و اسلام آورد . و از آن روز دين خدا به وجود حمزه عزت و قدرت بيشترى يافت و او با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بر جهاد و مبارزه با كفار پيمان بست و در همه جنگها و مصائب در خدمت حضرت بود ، تا زمان جنگ بدر رسيد . حمزه در اين جنگ جانفشانىها كرد و با شجاعت و قدرت در صف اول مسلمين جنگيد ، شيبه بن ربيعه را كشت و در قتل برادر او عقبه شركت كرد ، سپس طعيمه بن عدى و عدهاى ديگر از كفار را نيز هلاك نمود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به سبب رشادت و شهادت حمزه به او لقب شير خدا را عطا كرد .
در اين جنگ مسلمانان به پيروزى رسيدند و فاتح و سربلند ميدان جنگ را ترك كردند ، اما مشركان قريش كه شكست سنگينى را تحمل كرده بودند ، تصميم گرفتند كه انتقام كشتهشدگان خود را از سپاه اسلام بگيرند . در اين ميان جبير بن مطعم بيش از ديگران خشمگين بود و بنا داشت بهر قيمتى انتقام خون عمويش طعيمه بن عدى را از حمزه و ياران محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بگيرد ، زيرا عمويش پس از مرگ پدر ، سرپرستى او را به عهده گرفته و در حق او پدرى كرده بود و جبير زندگى خود را مديون او مىدانست ، پس كينه حمزه را سخت به دل گرفت و عزم خود را جزم كرد هر زمان كه باشد انتقام خون عمويش را از او بگيرد .
ماهها سپرى شد تا زمان جنگ احد پيش آمد ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با يارانش سپاه اسلام را آرايش جنگى دادند و قريش نيز با لشكر انبوه خود كه در دل كينه عميق نسبت به مسلمين داشتند ، در صحنه نبرد حاضر شدند . در اين جنگ گرچه ابتدا پيروزى با نيروهاى اسلام بود ولى به سبب قصور عدهاى از نيروهاى اسلام و ترك موضع حساس خود ، قريش مجددا بر نيروهاى اسلام مسلط شدند و تعداد زيادى از مسلمانان را به شهادت رساندند ، و از آن جمله حضرت حمزه سيد الشهداء بود كه به دست وحشى غلام جبير بن مطعم شربت شهادت نوشيد .
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 463
مساهمون: محمد أحمد جاد المولى
ص٤٦٣