را انتخاب كنيد و به راه راست روى آوريد . به خدا سوگند زندگى شما در حال حاضر پوچ و بيهوده است و در پرتگاه ضلالت و گمراهى بسر مىبريد و دين و آيين درستى را انتخاب نكردهايد و به راه راست گام ننهادهايد .
گروهى از مردم اين سخنان و نصايح را براى ديگران نقل مىكردند و اميدوار بودند كه در بيدارى مردم و نجات ايشان از ظلمت و گمراهى و حركت بسوى نور و روشنايى مؤثر باشند . ولى در چنين محيطى كه مردم غرق در فساد و گمراهى هستند ، چگونه ممكن بود بدون رهبر و راهنما و رسولى الهى بتوانند سد محكم جهل و خرافات را درهم شكنند و طريق حق را آشكار سازند .
عدهاى از حقجويان به اميد دستيابى به حقيقت از شبه جزيره عربستان به سرزمينهاى ديگر رفتند تا شايد از گمشده خود و دين و آيين پدرشان ابراهيم عليه السّلام خبرى كسب كنند . از جمله اين افراد ورقة بن نوفل بود كه به انتظار دين جديد روزشمارى مىكرد و چون اطلاعاتى در اين زمينه داشت احساس مىكرد كه مدت انتظارش طولانى شده و پيوسته با خود مىگفت : تا كى بايد در انتظار باشيم ؟
زيد بن عمرو بن نفيل نيز از جمله كسانى بود كه به جستجوى دين ابراهيم عليه السّلام از مكه خارج شد و به قصد تحقيق و تفحص نزد راهبها و كشيشان رفت ، او در اين سفر به موصل و جزيره و سپس به شام وارد شد تا در نزديكى دمشق به راهبى برخورد و از او در مورد دين ابراهيم عليه السّلام پرسيد ، راهب گفت : تو به دنبال دينى هستى كه فعلا براى آن راهنما و مرشدى وجود ندارد ، اما ترا بشارت مىدهم كه زمان ظهور پيامبرى در جزيرة العرب فرارسيده كه به دين ابراهيم مبعوث خواهد شد ، خود را به او برسان كه زمان رسالت او فرارسيده است .
زيد بن عمرو به سوى مكه بازگشت و در راه قصيدهاى طولانى را به نظم درآورد كه دو بيت از آن چنين است :
رضيت بك اللّهم ربّا ، فلن أرى * أدين إلها غيرك الله ثانيا
فربّ العباد ألق سيبا و رحمة * علىّ ، و بارك فى بنى و ماليا « 1 »
هامش
( 1 ) . خدايا ترا مىپرستم و به رضاى تو راضيم و جز تو معبود ديگرى را بنده نيستم ، پس اى خالق يكتا ، عطا و كرم و نعمت و رحمتت را بر خانه و خانوادهام نازل گردان .